شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٢٩ - انكار فلسفى بر قرائت إن أصبح ماؤكم غورا
چنان كه در بيت ١٦٣٤ فرمود، توبه عنايتى است از پروردگار بنده را، و با دستورى اوست كه بنده چنين توفيقى مىيابد. پس بنده را نرسد كه به اميد توبه بر گناه چيزى شود كه اين چيرگى از تسويلات شيطان است. على (ع) فرمايد: «گناه را در ديده او مىآرايد (شيطان) تا خويش را بدان بيالايد كه بكن و از آن توبه نما و اگر امروز نشد فردا.) (نهج البلاغه، خطبه ٦٤)
|
از كجا آوردهاند آن حُلّهها |
مِن كريمٍ مِن رَحيمٍ كُلّها |
|
|
آن لطافتها نشانِ شاهدى است |
آن نشان پاى مردِ عابدى است |
|
|
آن شود شاد از نشان كو ديد شاه |
چون نديد، او را نباشد انتباه |
|
|
روح آن كس كو به هنگام الست |
ديد رَبِّ خويش و شد بىخويش و مست |
|
|
او شناسد بوى مى كو مى بخورد |
چون نخورد او مى چه داند بوى كرد |
|
|
ز آن كه حكمت همچو ناقه صاله است |
همچو ذلّاله شهان را دالّه است |
|
ب ١٦٦٠- ١٦٥٥ حُلّه: جامه نو. پوشاكى كه همه تن را بپوشاند، و در اينجا استعارت از گل و سبزه است.
مِن كَريمٍ ...: از بخشنده، از مهربان (خداى تعالى) همه آنها را (به دست آوردهاند).
شاهد: اين كلمه در ادبيات فارسى به معنيهاى گوناگون به كار رفته است. در اينجا به قرينه لطافت به معنى: محبوب: معشوق، و مانند آن است و استعارت است از صنع بارى تعالى.
انتباه: آگاهى.
الست: مأخوذ است از آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ: و هنگامى كه پروردگارت از فرزندان آدم از پشتهاى آنان فرزندانشان را بر آورد و آنان را بر خودشان گواه كرد آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند آرى گواهى داديم تا در روز رستاخيز نگوييد ما از اين بىخبر بوديم.» (اعراف، ١٧٢) بوى كردن ندانستن: چيزى در نيافتن، از حقيقت آگاه نشدن.
ناقه ضالَّه: شتر گمشده. مأخوذ است از حديث «الحِكمَةُ ضالَّةُ المُؤمِنِ فَخُذِ الحِكمَةَ وَ لَو مِن أهلِ النِّفاقِ: حكمت گمشده مؤمن است. حكمت را فرا گير هر چند از منافقان باشد.» (نهج البلاغه، كلمات قصار: ٨٠)