بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤٨٧ - ولايت فقيه
جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ قاضِياً ايَّاكُمْ انْ يَخاصِمَ بَعْضُكُمْ الىَ السُّلْطانِ الْجائِرِ[١].
ابى خديجه مىگويد: امام صادق ٧ مرا در نزد برادران مؤمن از اصحابمان فرستاد و فرمود:
«به آنان بگو: چون بين شما خصومتى واقع شد، يا در مسئله اخذ و عطا، پيشآمدى شد، بترسيد از اين كه به فاسقان، كه حكومت را از دست ما ربودهاند، مراجعه كنيد، مردى آگاه به حلال و حرام ما را از ميان خود برگزينيد، كه من او را در تمام امور، قاضى شما قرار دادم، پس از مراجعه به دستگاه سلطنت و حكام جور بپرهيزيد».
اطلاق آياتى چون آيه شريفه:
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ»[٢].
«خدا قاطعانه به شما فرمان مىدهد كه: امانتها را به صاحبانش بازگردانيد و هنگامى كه ميان مردم داورى مىكنيد، به عدالت داورى كنيد».
قبول حكومت اسلامى را از طرف امت واجب، و پذيرش حكومت غير حق را حرام مىداند، كه با توجه به عمق اين آيه و آيات نظير آن، عظمت مقام و جايگاه ولايتِ حاكمِ عادل؛ يعنى فقيه جامع الشرايط، به دست مىآيد.
طايفه شيعه دوازده امامى، پس از ولايتاللَّه و رسولاللَّه و امامان معصوم و پس از امامان معصوم در غيبت امام دوازدهم، با جان و دل ولايت فقيه را به عنوان نايب امام پذيرفتهاند، و حاكم واقعى را فقيه جامعالشرايط مىدانند،
[١] -/ تهذيب: ٦/ ٣٠٣، باب ٩٢، حديث ٥٣؛ وسائل الشيعة: ٢٧/ ١٣٩، باب ١١، حديث ٣٣٤٢١.
[٢] -/ نساء( ٤): ٥٨.