بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤١٥ - اوصاف قاضى از نگاه على
ضمن يك امر مستحبى واقع شده است.
بر همين قياس من معتقدم امروز تشكيل جلسات مذهبى يك تكليف واجب شرعى است.
ثانياً: معتقدم باز هم واجب است كه در تمام اين جلسات از عالمان واجد شرايط، جاذبهدار دعوت شود. يك مسئله هم اين است كه واعظان و اهل منبر چگونه بايد سخن بگويند تا بر بازدهى كار افزوده شود؟
من خوب به ياد دارم كه وقتى كودك بودم، منبر فوق العاده براى مردم جاذبه داشت.
علتش هم اين بود كه منبر را بر مبناى وصيت پيامبر ٦ يعنى قرآن و اهل بيت : سامان مىدادند. امام رضا ٧ مىفرمايد: «تنها كارى كه شما بايد بكنيد اين است كه حرفهاى ما را به طور خالص به مردم انتقال بدهيد كه اگر مردم زيبايىهاى كلام ما را بدانند از ما پيروى مىكنند» منبر بعد از انقلاب مقدارى در بيان مسائل سياسى افراط كرد.
بعضى از منبرىها هم شأن روحانى خودشان را فراموش كردند و به احزاب و گروهها وابسته شدند. امروز ديگر معلوم شده است كه مزاج مردم ايران با حزب و كار حزبى سازگار نيست؛ يعنى حتى اگر در يك برههاى سراغ حزبى رفتهاند، در برههاى ديگر و خيلى زود همگى از آن برگشتهاند، نتيجه انتخابات اخير شوراها هم اين معنا را تأييد كرد.
روحانى كه بايد متعلق به اهل بيت و قرآن باشد، اگر به فلان حزب وابستگى پيدا كرد، خوب او ديگر بالاى منبر چه بگويد و چه كسى قبول بكند؟! خلاصه اين كه تنها شرط رونق و دوام منابر، بازگشت آنها است به قرآن و اهل بيت : است.