بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٠٩ - تجملپرستى عجيب
تجمل دربار خلفاى اموى در «اندلس» و خلفاى عثمانى در «اسلامبول» و تجمل و ثروت «امام يمن» و ثروت و جلال رهبر فرقه «اسماعيليه» و دارايى بيرون از حساب نظام «حيدرآباد» و ساير زمامدارانى كه زمام حكومت ملت اسلام را تا امروز در دست داشتهاند حيرتآور و گيج كننده است.
«عثمان بن على» ناظم حيدرآباد دكن، آنقدر ثروت داشت كه اگر ثروت او را به چهار صد ميليون مسلمان در جهان تقسيم مىكردند، به هر نفرى معادل پانصد تومان مىرسيد!! ولى بدبختانه تمام آن را دولت هند تصاحب كرد.
«آقاخان محلاتى» و «امام يمن» و سايرين از فرمانروايان اسلامى هم، نزديك به همان حدود داراى ثروت بوده و هستند»[١].
اين اسراف، عياشى، خوشگذرانى، شهوتپرستى و دنيادارىهاى زمامداران اسلامى و عُمّالشان، در طول ١٤ قرن، روح ايمان براى ملت و جامعه اسلامى باقى نگذاشت، و كسانى نيز كه از حيات اسلام بهرهاى داشتند تا به امروز، گرفتار پنجه آنان بوده؛ آنچنان كه نتوانستند ملت اسلام را از اين همه بدبختى نجات دهند.
اين ملت اسلام است كه بايد به خود آيد و از خواب غفلت بيدار شده و بيش از اين اجازه انحطاط و ذلّت و بدبختى، در سايه برنامههاى ننگين و غلط را به خود ندهد.
خوانندگان عزيز! اين بود شمّهاى از برنامههاى زمامداران اسلامى، در طول ١٤ قرن گذشته، كه يكى از مهمترين عوامل انحطاط جامعه اسلامى بوده است؛ زيرا در سايه اين نوع برنامهها، ملت اسلام از حقيقت اسلام جدا شده و به سقوط در ورطه هلاكت نزديك گشتهاند.
[١] - تاريخ عرب، فيليپ حِتّى، ترجمه محمد سعيدى: ١٠١- ١١٥.