بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٦٥ - از منظر قرآن
شنوندگان سخن غير حق
انسان وقتى مستمع كلام اللَّه نباشد، ناچار است مستمع خود يا غير گردد، در اين مسير است كه تمام زحمت انسان صرف ساختن يك خانه، فراهم آوردن چند قطعه زمين، بپا كردن چند تجارت خانه، جمع كردن مقدارى اثاث شده و در پايان بايد همه را بگذارد و برود. چه قبيح است كه همه همت انسان صرف مواد بىجان گردد و نسبت به مقام و موقعيّت خود و ساير انسانها، به مملكت و ملت و حوادثى كه بر آن مىگذرد، و به خيانت خائنين و استعمار و استبداد و يورشهاى ظالمانه ستمگران به دين و فرهنگ و حقوق انسانها بىتفاوت باشد، و به جز بلوغ جنسى به بلوغ ديگر كه بلوغ انسانى و اخلاقى و عملى است نرسد، و در سن هفتاد يا هشتاد سالگى، همان طفل چند ساله باشد كه سرگرمى او جز تعدادى اسباب بازى چيز ديگرى نيست و به قول نظامى گنجوى:
|
به شصت آمد اندازه سال من |
نگشت از خود اندازه احوال من |
|
|
همانم كه بودم به ده سالگى |
همان ديو با من به دلالگى |
|
|
گذشته چنان شد كه بادى به دشت |
فرو ماندهام زود خواهم گذشت |
|
از منظر قرآن
قرآن مجيد درباره اين گونه مردم كه عبادتى به جز عبادت هوا و پرستش شكم و شهوت و پيروى از خواستههاى شيطانى خود و ديگران نداشتند مىفرمايد:
«آيا خبر حادثه هولناكى كه [همه انسانها را از هر سو] فرا مىگيرد، به تو رسيده است؟* در آن روز چهرههايى زبون و شرمسارند؛* [آنان كه همواره در دنيا] كوشيدهاند و خسته شدهاند [و سرانجام سودى نيافتهاند]* در آتشى سوزان درآيند.* آنان را از چشمهاى بسيار داغ مىنوشانند؛* براى آنان