بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٦٢ - بندگى گويندگان
پيامبر و امام و عالم ربانى، در حقيقت اطاعت از خدا شناخته شده چنانچه در قرآن آمده است:
«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ»[١].
«هر كه از پيامبر اطاعت كند، در حقيقت از خدا اطاعت كرده».
و نيز قرآن دستور داده از «اولِى الْامْر» كه عبارت از امام معصوم و فقيه عادل است اطاعت كنيد؛ چرا كه اطاعت از اينان اطاعت از خداست.
اما اگر انسان از اطاعت خدا، پيروى از پيامبر، امام و فقيه جامع الشرايط سر باز زند، اين طور نيست كه از بندگى و فرمان برى آزاد شود و به خيال خود راحت گردد؛ بلكه در اين زمينه، مطيع غير خدا خواهد شد، حال اين غير يا طاغوتهاى بيرونى و يا طاغوت درون كه هواى نفس است مىباشد.
مطيع خدا و تسليم حق، راهى براى فرمان دادن غير خدا در شئون حياتش باقى نمىگذارد، و مطيع و فرمانبر غير، راهى براى برنامههاى الهى در زندگيش قرار نمىدهند، و در صورت دو شكل اطاعت، هم اطاعت از خدا و هم اطاعت از غير خدا، انسان را به پليدى شرك دچار مىكند.
در صورت نشنيدن فرمان خدا كه باعث رشد و كمال انسان است، آدمى دچار شنيدن خواستههاى خود و خواستههاى ديگران شده و متّصف به صفت بندگى غير مىگردد. تعبيراتى از قبيل عبد هوى، عبد دنيا، عبد شكم، عبد مال، عبد طاغوت در قرآن و روايات زياد آمده و خلاصه بايد گفت: بيرون آمدن از خط نورانى بندگى حق، انسان را به ناچار دچار بندگى ذلت بار شيطانى، در همه چهرههايش و بندگى هواى نفس مىكند و نقطه شروع خسارت انسان هم از همين جاست. قرآن مىگويد: كسى كه خود را از حق محروم كند، در قيد ولايت طاغوت خواهد رفت:
[١] - نساء( ٤): ٨٠.