بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٩٠ - طلبكار دوم پيغمبر اسلام
مملكت پهنار و به دست اوست.
خلاصه اين كه تمام افراد بشر ذاتاً به اين عقيده پاى بندند و گاهى اين عقيده چنان در انسان قوى مىشود كه اثرات آن ظاهر گشته و در مقام عمل هم متوجه او شده و دست زارى به طرف او دراز مىكند.
براى اين كه توجه به مبدأ در بشر ارادى و هميشگى باشد؛ يعنى انسان جز ذات او چيز ديگرى اراده نكند و نيت خود را از تمام آلودگىها پاك كرده و براى او خالص گرداند، افرادى از طرف حق برگزيده شدهاند كه بشر را به ياد حق آورده و همان چيزى كه فطرت بشر خواهان اوست در مقام عمل هم متوجه او نمايد و حق را مراد و مقصود زندگى گرداند. اين افراد كه پيامبران الهى بودند، اول آنها حضرت آدم و آخرين آنان محمّد بن عبداللَّه ٦ بوده كه نبوت به او ختم شده و آيين مقدسش تا روز قيامت براى بشر كافى است.
نبى مكرم اسلام گوهرى بود كه دست قدرت، او را در عاليترين معدن هستى پرورش داد، و نهال وجودش را باغبان آفرينش با آب فضيلت و تقوى سرسبز و سيرآب ساخته بود.
هنگام بعثت او جهان در درياى آشوب غرق بود و بشر بويژه مردم عرب در آتش فجور مىسوختند.
براى نخستين بار كه فرشته سعادت اين آيه آسمانى را كه «خداى يگانه را بپرستيد تا رستگار شويد» به نيروى خدا در فضاى خاموش گيتى طنين انداز ساخت، معلوم است كه مردم با چه وضعى با او روبرو شدند.
ولى روح استقامت كه بر بالاى مقاصد و اهداف مقدسش آشيانه داشت، از سنگباران قوم و زبان بدگوى دشمن، ترك آشيان خود نگفت.
آرى! او آن مرد آسمانى و آن رجل الهى و آن آيه رحمت ربانى، مردم را دعوت كرد تا از دروغگويى، دشنام، ظلم، جنايت، تقلب، خيانت، دزدى،