بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٨٢ - ايمان
دستشان مىآيد نمىتوانند به جا آورند.
ديگران را از كار بد نهى مىكنند و خودشان كار بد مىكنند سايرين را به كار خوب امر مىكنند؛ اما خودشان نمىكنند، اشخاص نيك را دوست دارند؛ ولى مانند آنها عمل نمىكنند، گناهكاران را دشمن دارند؛ ولى خودشان بواسطه گناهانى كه كردهاند از مرگ مىترسند و باز همان گناهان را مرتكب مىشوند!!»[١].
نيكوكارى داراى دو اصل است: اول: آن كه آدمى را به خدايش مرتبط مىسازد؛ يعنى در برابرش مىايستد و مناجات مىكند، در اين حال عظمت خداى متعال باعث خشوع و اطمينان قلبش مىگردد و سنگينى زندگى دشوار، از دوشش برداشته با عزمى راسخ مجهز مىشود.
دوم: آنكه رابطه انسان را بر اساس عواطف با همنوعانش برقرار مىنمايد تا در سختى و بدبختى با هم شريك باشند و با تبادل عواطف و احساسات به كمك يكديگر بشتابند. بنابراين به دست آوردن ايمان در سايه عمل به اوامر حق و رابطه با خداست[٢].
[١] - لاتَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُوا الْاخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ وَيُرَجَّى التُّوْبَةَ بِطُولِ الْأَمَلِ يَقُولُ فِى الدُّنْيا بِقَوْلِ الزَّاهِدينَ وَيَعْمَلُ فِيها بِعَمَلِ الرَّاغِبينَ...( نهج البلاغه: كلام ٤٩٧؛ مستدرك الوسائل: ١١/ ٣١٢.
[٢] - مهمترين فرقى كه ميان« ايمان» و« اسلام» ذكر شده است اين است كه اسلام اقرار است؛ امّا ايمان همراه با عمل است. بنابراين مؤمنان حقيقى كسانى هستند كه اعتقادات خود را در ميدان عمل به اثبات مىرسانند و قبل از آنكه به گفتار و زبان عقايد خود را به نمايش بگذارند و با هياهوى سخن ابراز ديندارى نمايند، در عمل و اجابت دستورات حضرت حق همّت مىگمارند.
خداى تعالى در قرآن مىفرمايد:
« قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ»[ حجرات: ١٤].
« باديهنشينان گفتند: ما[ از عمق قلب] ايمان آورديم. بگو: ايمان نياوردهايد، بلكه بگوييد: اسلام آوردهايم؛ زيرا هنوز ايمان در دل هايتان وارد نشده است.».
از امام باقر ٧ نيز روايت شده است كه فرمود:
« الْايمانُ اقْرارٌ وَعَمَلٌ وَالْاسْلامُ اقْرارٌ بَلا عَمَلٍ».
« ايمان اقرار( به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر) به همراه عمل است و اسلام اقرار بدون عمل».
كوتاه سخن آنكه عمل در سعادت انسان و رسوخ ايمان در شراشر وجود آدمى نقش مهمى را دارست. آنقدر توجه به عمل مهم است كه رسول گرامى اسلام به دختر بزرگوار خود حضرت صديقه طاهره ٣ مىگويد:
يا فاطِمَةُ اعْمَلِى لِنَفْسِكَ فَانّى لا اغْنِى عَنْكِ شَيْئاً.
« اى فاطمه! براى خودت عمل كن، كه من تو را از چيزى بىنياز نمىكنم».
طبق نص صريح قرآن كريم، خداى متعال مىفرمايد: روز قيامت تمام حَسَب و نَسَبها از بين مىرود:
« فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ»[ مؤمنون( ٢٣): ١٠١].
« پس هنگامى كه در صور دميده مىشود، پس در آن روز نه ميانشان خويشاوندى و نسبى وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال يكديگر مىپرسند».
« مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى»[ اسراء( ١٧): ١٥].
« هر كس هدايت يافت، فقط به سود خودش هدايت مىيابد و هر كس گمراه شد، فقط به زيان خودش گمراه مىشود. و هيچ بردارنده بار گناهى بار گناه ديگرى را به دوش خود بر نمىدارد».
بنابراين هر كس خواستار رسيدن به حقيقت ايمان است بايد در ميدان عمل نقش آفرينى كند و از اجابت دستورات حضرت حق غافل نشود.
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|