بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٦٩ - ١٠ - رعايت انصاف
آن رهبر عاليقدر نزاعى با علم انسانيت نداشت؛ بلكه با آنهايى كه مىخواستند در برابر معبود حقيقى و يكتا قد علم نمايند مخالفت داشت.
آن حضرت مىخواست شرك و بتپرستى و زشتىهاى اخلاقى كه باعث بدبختى و شقاوت بشر بود را از ميان بردارد، و خرافاتى كه در دل و جان و اعمال آنان فرو رفته ريشهكن نمايد، و جهانى از مردم خداشناس و با تقوى و درستكار تشكيل دهد.
روى همين مبنا بود كه پس از مدتى كوتاه اقوام و ملل دسته دسته داخل منطقه تربيت آن بزرگوار مىشدند و براى ادامهدادن تحصيلات اخلاقى و صفات پسنديده و خداشناسى، نام خود را براى هميشه در دفترش ثبت مىنمودند.
شاگردانش هم مردمانى خداشناس، وظيفهشناس، با تقوى، خداترس، شريف، عالم، باحقيقت، شجاع، سخى، بزرگوار، عزيز بودند و جز خداى بزرگ معبود ديگرى نداشتند به طورى كه تمام اعمال و رفتار آنان براى خدا بود.
آيين مقدس اسلام به وسيله قرآن مجيد و نبى عظيمالقدر، با نفوذ فوقالعاده خود مردم، جهان را به اخلاق انسانى دعوت مىنمايد و آنان را از هرگونه تبهكارى، فساد و بدبختى بر حذر مىدارد.
اسلام دنيا و آخرت مردم را در نظر داشته و براى عمران هريك از آن دو، قوانينى متين و محكم وضع نمودهاست.
رسول گرامى اسلام در يكى از مجالس مكه، در اوايل بعثت، ضمن يك سخنرانى مهمى خطاب به مردم فرمود:
انّى قَدْ جِئْتُكُمْ بِخَيْرِ الدُنيا وَالْآخِرَةِ[١].
[١] - بحار الانوار: ١٨/ ١٩١، باب ١، حديث ٢٧؛ امالى طوسى: ٥٨١، مجلس يوم الجمعه التاسع من ربيع، حديث ١٢٠٦- ١١؛ شرح نهج البلاغه: ١٣/ ٢١٠.