بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٦٨ - ١٠ - رعايت انصاف
هر ملت و قومى كه خود را از پستى و خوارى نجات داد، به واسطه سعى و كوشش به چنين سعادتى رسيد.
علل و اسبابى كه يك قوم و ملت را به اوج ترقى و تعالى مىرساند و از هلاكت و نيستى نجات مىدهد، همان ايمان به خداى متعال، حسن رفتار و عمل آنها مىباشد.
مردمى كه داراى اخلاق حسنه و صفات پسنديده باشند، از ميان نخواهند رفت. آن قومى كه همت خود را خداشناسى، ايمان، بندگى حقتالى و شجاعت، حريت و سخاوت قرار دهد، نامش از صفحه تاريخ محو نخواهد شد، تا جايى كه ساير ملل، از اخلاق حميده و صفات پسنديدهى آن، كسب فضيلت خواهند نمود.
اما مردمى كه مذهب و ايمان نداشتهباشند و آنچه مىگويند بدان عمل و رفتار نكنند، در انظار ديگران خوار و زبون هستند، و نمىتوانند در برابر ساير اقوام قد علم نمايند.
قبل از بعثت نبى اسلام دنياى بشريت گرفتار جهل و نادانى و از نظر اخلاق در نكبت و ذلّت بود. مردم بدون علم دانش، و آگاهى و بصيرت زندگى مىكردند و فرسنگها از حقايق و معارف دور بودند. در آن زمان وضع زندگى ملل و اقوام از صورت زندگى انسان دور و به زندگى حيوانات نزديك يا عين زندگى چهارپايان بود.
همت مردم قبل از بعثت، جز شهوت، شكم، غارتگرى، دزدى، جنايت، ظلم، خيانت، تعدى و تجاوز چيز ديگرى نبود.
در آن دنياى تاريك و پر هرج و مرج، خداى متعال پيغمبر اسلام را مبعوث به رسالت كرد تا جامعه بشر را از كارهايى كه مخالف حقيقت انسانيت و بشريت بود باز دارد، و مردم رااز عواقب وخيم سوء اخلاق برحذر بدارد.