بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٤ - داستان شيطان در قرآن
مىگويم* كه: بىترديد دوزخ را از تو و آنان كه از تو پيروى كنند، از همگى پر خواهم كرد»[١].
آرى! شيطان در درجه اول كمر به آلوده كردن انسان به تكبر و نخوت و خودبينى و خودفراموشى بسته و مىخواهد ديگران را هم مانند خود، در همه زمينههاى زندگى، حتى در خط عبادت، آلوده به كبر و ريا و خودبينى و خودفراموشى كند[٢].
[١] -« إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ* فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ* فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ* إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ* قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ* قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ* قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ* وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ* قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ* قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ* إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ* قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ* قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ* لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ»[ ص( ٣٨): ٧٠- ٨٥].
[٢] - نكته ديگرى كه ذكر آن خالى از لطف نيست اين است كه شيطان با استفاده از انواع راهها و ابزارها انسان را به رذايل نفسانى و زشتىهاى اخلاقى مىكشاند. هر لحظه به شكلى و هر آن در قالبى با وسوسهها و دعوتهاى ماهرانه خود، در پى انحراف انسان مىكوشد.
« انسان» ناخواسته در جنگ نابرابرى قرار گرفته است كه چارهاى جز مقابله و دفاع از حريم قداست خويش ندارد. نابرابرى اين جنگ از آن جهت است كه:
الف: دشمن به چشم ديده نمىشود:
معمولًا در جنگهاى فيزيكى دشمن مقابل انسان قرار مىگيرد، در اين حال با ديدن دشمن، انسان مىتواند در دفع ضربات او خود را حفظ نمايد و حتى مقابله كند؛ اما در جنگ ميان انسان و شيطان ديد و نگاه يك طرفه است و تنها شيطان است كه مسلط بر انسان شده و در حالى كه پنهان است به فكر حمله كردن و از پاى درآوردن آدمى است. خداى متعال در قرآن مىفرمايد:
« إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ»[ اعراف( ٧): ٢٧].
« او و دار و دستهاش شما را از آنجا كه شما آنان را نمىبينيد مىبينند».
ب: انسان تنها است و دشمن، داراى ياران سواره و پياده است:
قرآن در اين باره مىفرمايد:
« أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ»[ كهف( ١٨): ٥٠].
« آيا او و فرزندانش را به جاى من اولياى خود انتخاب مىكنيد در حالى كه آنها دشمن شما هستند؟»
با توجه به مطالب فوق اگر انسان بخواهد در اين جنگ نابرابر پيروز شود، ابتدا بايد در سنگر و دژ محكمى قرار گيرد و پس از مسلح شدن به سلاحهاى« اخلاص»،« توكل» و« صبر» به مبارزه با او برخيزد. آن سنگر و دژ محكم چيزى جز تمسك به ولايت و محبّت اهل بيت : نيست. تولى و تبرى و پذيرش ولايت و محبّت آن بزرگواران سند پيروزى انسان و حصن حصين نجات انسان است.