بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥١٤ - آثار شوم اعتقادات باطل
شدهاى است كه هسته آن نابود شده و الكترونها ديوانهوار از يكديگر گسيخته و آزاد شدهاند و با يكديگر در حال تصادم و زد و خوردند و به هرچه برسند آن را نابود مىكنند.
هسته مركزى در دستگاه حيات بشر چيزى جز عقيده نيست.
هسته در ساختمان اتم، عبارت است از: نيروى مثبت و همان نيرويى كه نمىگذارد الكترونها آزاد باشند و رشته ارتباطشان پاره شود و به جايى بروند كه برنگردند، همين هسته است كه تمام بنا را نگاه مىدارد و اجزاى آن را به يكديگر پيوند مىدهد.
همين هسته است كه تعادل و توازن را حفظ مىكند، و اين نظام سير و حركت منظم و مرتب را نگاهدارى مىكند. همچنين همان هسته است كه هر چيزى به دور آن مىگردد و هميشه به وسيله يك رابطه نهايى، ولى بسيار محكم، مجذوب است.
بديهى است وقتى ذرّه اتم خرد شود، خرابى روى مىدهد؛ يعنى همان نيرويى كه يك لحظه قبل به هسته اتم بسته بودند، با حركت دائم، اين بنا را حفظ مىكردند، از يكديگر گسيخته مىشوند، و بدون ضابطه، نظم و قاعدهاى به حركت در مىآيند و به نيروهايى زاينده شده و پديدآورنده خرابى و فساد تبديل مىشوند. وضع انسان بىعقيده چنين است.
شخصيت انسان بىعقيده، مانند تودهاى از ذرات سرگشته و حيران است كه ديوانهوار در حركت و فعاليتى مخرّبند؛ زيرا مركزى كه به دور آن مىگشتند از بين رفته و رابط محكم و مستحكمى كه بين اجزاى وجودش قرار داشت، را بر اثر بىعقيدگى از دست داده و يك پارچه به سوى بىبندوبارى، بىقيدى، لااباليگرى، سستى و پريشانى كشيده و مانند الكترونهاى منفى كه بدون هسته به سوى هدف نامعلومى حركت مىكنند، شخصيت انسان بىعقيده نيز به صورت مخلوقى لجام گسيخته و بىنظم و بىهدف سرگردان است.