بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥١٣ - آثار شوم اعتقادات باطل
شده و هرگز ياراى ايجاد هماهنگى، ميان آن دو جنبه را پيدا نخواهد كرد.
ناچار بايد قوّه خير از جايى مدد بگيرد و بتواند راه نفوذ بدىها را سد كرده و دو نيروى شهوت و غضب را تنها به خاطر حفظ نوع و تثبيت شخصيت انسان به كار اندازد.
آن قوّه خير، قدرتى است به نام وجدان مذهبى كه انسان را در ظاهر و باطن، تنهايى و آشكار رام مىسازد. وجدان مذهبى قوهّاى است كه آدمى را با مراقبت و بيدارى آشنا مىسازد، به گونهاى كه هرگز دچار خواب غفلت نمىشود، و دانايى است كه هيچ موضوعى از نظرش مخفى نمىماند.
وجدانى كه انسان به وسيله آن نحوه تنظيم زندگى را فرامىگيرد؛ آنگاه در تمام كارها سعى مىكند كه مبدأ تواناى خويش را راضى نگاه داشته، و در نتيجه تمام اعمالش نيك گردد؛ يعنى ديگر تظاهر، خدعه و خيانت نكرده و در اداى هيچ حقى قصور روا نداشته و از هيچ واجبى روى برنمىتابد.
در اين صورت او در زندگى راحت و هميشه در رفاه و سلامت است؛ اما اگر اين نظم در زندگى انسان، مبدل به پراكندگى شود و اين قدرت رو به ضعف گرايد، معلوم نيست زندگى در چه مسيرى قرار خواهد گرفت.
راستى اگر نظام عالمِ وجود، گسيخته شود، اگر قدرت جاذبهاى كه سيارات را به يكديگر مرتبط ساخته، و اين همه افلاك را در صحنه گيتى به سير و حركت واداشته از بين برود، چه پيش مىآيد؟
اگر نظم اتم، كه اساس و مبناى عالم بر آن استوار شده است، گسيخته شود و اگر هسته مركزى اتم، كه الكترونها به طور دائم و مستمر به دور آن مىگردد، نابود شود چه خواهد شد؟
آيا غير از هرج و مرج و گمراهى، نتيجه ديگرى خواهد داشت؟
وضع نسل جديد، در عدم توجه به دين واقعى اسلام، عيناً مانند اتم شكافته