بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤٢٦ - سر به فرمان او
سر به فرمان او
در مسئله عبادت، آنچه مطرح است اين است كه بر تمام انسانها واجب، لازم عقلى و شرعى است كه همچون تمام موجودات هستى، سر به فرمان او باشند و فقط از اوامر و نواهى آن حضرت، بى چون و چرا اطاعت كنند، و بندگى كسى جز او را ندانند، كه در عبادت او ظهور كمالات و استعداد حتمى، و در بندگى غير او هلاكت و شقاوت ابدى است.
تسليم امر و نهى او نبودن، كفر، شرك، زندقه و فسق، ضلالت و شقاوت مىباشد، در اين عبادت است كه سراسر ميدان حيات، مظهر فساد و افساد و فحشا و منكرات مىگردد.
انسان نبايد جز به عبوديت حق تن دهد، و خويش را كه گوهر گرانبهايى از خزانه خلقت است، چونان مرده به دست غسالانى كه سردمدار كفر و نفاقند دهد، كه تسليم غير او شدن، و به نوكرى و خدمت غير برخاستن، محصولى جز ذلّت در دنيا و آخرت ندارد.
بندگى حقيقى حق، نفى بندگى شيطان و اولياى شيطان است، و اسلام را از مسئله عبادت جز اين مقصودى نيست، كه در اين بندگى خير دنيا و آخرت لحاظ شده و آبادى امروز و فرداى انسان درنظر گرفته شده است.
نماينده ارتش ستمگر ساسانى، چون از نماينده سپاه اسلام علت محاصره ايران را سؤال مىكند، جواب مىشنود:
جِئْنا لِنُخْرِجُ الْعِبادَ مِنْ عِبادَةِ الْعُبَّادِ الى عِبادَةِ اللَّهِ، وَمِنْ ضِيْقِ الدُّنْيا الى سِعَتِها وَمِنْ جَوْرِ الْأَدْيانِ الى عَدْلِ الْاسْلامِ.
«آمدهايم تا بندگان حق را از بندگى بندگان، بسوى بندگى حضرت رب درآورده، و از تنگناى دنيا به پهنه وسيع، و از بيداد فرهنگهاى غلط به