بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٩٦ - به اين نمونه توجه كنيد
امَّا الرِّشا فِى الْحُكْمِ فَهُوَ الْكفْرُ بِاللَّهِ[١].
آيا با گرفتن رشوه مىتوان جانب حق را رعايت كرد؟ هرگز! زيرا وقتى شخص پذيراى رشوه شد، ديگر عقل او در اثر مداخله هواى نفس، قدرت حكومت عادلانه را از دست خواهد داد، و انسان قادر به تميز حق از باطل نخواهد بود.
به اين نمونه توجه كنيد
«عاقبة بن يزيد» در عصر «مهدى عباسى» عهدهدار قضا بود، روزى هنگام ظهر، نزد خليفه رفت و درخواست كرد ديگرى را به جاى او در منصب قضا قرار دهد.
خليفه عباسى چون سخن او را شنيد، گمان كرد يكى از رجال دولت با وى به معارضه پرداخته و او را آزرده خاطر نموده است، از اينرو علت استعفايش را پرسيد و گفت: اگر كسى تو را آزرده است بگو تا او را تأديب كنم! قاضى گفت:
نه، چنين اتفاقى نيفتاده، خليفه گفت: پس علت استعفايت چيست؟
قاضى گفت: يك ماه قبل دو نفر از مراجعين، در خصوص قضيهاى دشوار به محضر قضا حاضر شدند، و هر يك ادلّه و شهودى بر صدق اظهارات خود اقامه كردند، دعواى آنان در خور مطالعه و تحقيق بود، من در برابر آن قضيه دشوار فرو ماندم و چندين بار تجديد جلسه كردم و اميدوار بودم كه آن قضيه را بين طرفين دعوا خاتمه دهم، در اين ميان يكى از طرفين دعوا خبر يافته بود كه من
[١] - وسائل الشيعه: ٢٧/ ٢٢٣، باب تحريم الرشوة، حديث ٣٣٦٤٧؛ فقهالرضا: ٢٥٣، باب التجارات والبيوع.