بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٥٣ - چند گزارش و اعتراف
يك من تبريز را به همين ميزان تا خانه چهلم به هفتصد و بيست و هفت ميليون و پنجاه و نه هزار و نهصد و شصت و هشت خروار، كه مزروع تمام كره و محصول تمام كشتىهاى دنيا و كليه راههاى آن خواهد بود مىكشاند.
اما نديده بودم كه در پيشرفت نفوذ و اتحاد كلمه و ترقى هيئت جامعه، يك ملتى، شديدتر و سختتر از اين تصاعد در خارج صورت پذيرد، حال آن تصاعد و ترقى، چون در وادى اعتبار و كوهستان وهم است، صعوبتى چندان ندارد، چه آن كه وادى وهم منزلگاه ضدين و ارتفاع نقيضين هم تواند بود؛ ولى در تنگناى تحقق اين سنخ تصاعد، كه يك سنخ تصاعد محير الاوهام والعقولى است، انجمن حزب الوطنى مصر، اول يك سيّد درويش ايرانى بيش نبود. شيخ محمد عبده را جذب نموده، رفته رفته به چهل نفر و اكنون عمليات آنها در مدت نه ماه به بيست هزار و يك صد و هشتاد و يك نفر، با سرمايه يك كمپانى معتبرى از تجارت خانههاى اروپا تصاعد نموده. بديهى است كه اگر هر ماه يك زايش مثل خود نمايد، به بيست سال نخواهد كشيد كه صفحه پشت و روى كُره زمين، كمترين ميدان جولان آنها خواهد بود».
٤- رئيس بانك انگليس به يكى از صرافها مىنويسد:
«برادر عزيز! از غرايب روزگار اين كه اروپا، امروز در مصر و فردا در تمام دنيا، مقهور معدودى گردد كه سلاحشان فقط ديانت و بساطت عيش و جديت در عمل و نوع خواهى است».
٥- يكى از صاحب منصبان انگليس به خانم خود مىنويسد:
«نگار عزيز! اين قريهه سعادت كه به سرعتى تندتر از سير برق در جامعه مسلمين مىدهد، گذشته از اين كه ملت بريتانيا خصوصاً و كليه اروپا عموماً بايد از مستملكات خود دست طمع بشويند كه سهل است؛ بايد در نقطه مركز دايره منطقه جنوب، در شمال كره زمين، حصنى حصين از براى خود تهيه كنند».