بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٤ - محروميتهاى شوم
محروميّتهاى شوم
اين همه، براى اين است كه انسان به پاكى گراييده، از آلودگىها دور بماند؛ زيرا انسان تربيت شده، نه اينكه مشكلى ايجاد نمىكند، به علاوه بر تجارت معنوى براى خودش، حلّال مشكلات ديگران نيز خواهد بود؛ امّا انسان آلوده و ناپاك نه اينكه از تجارت اخروى محروم است؛ بلكه مزاحم زندگى ديگران است، و به خاطر گناه و معصيتى كه از او سر مىزند، براى ديگران انواع مشكلات را به بار خواهد آورد!!
«غزالى» در كتاب «كيمياى سعادت» مىگويد:
«بعضى از آن اخلاق بد باشد كه وى را هلاك كند و بعضى نيكو باشد كه وى را به سعادت رساند. و جمله آن اخلاق اگر چه بسيار است؛ اما چهار جنساند:
اخلاق بهايم، اخلاق سباع، اخلاق شياطين و اخلاق ملائكه. چه به سبب آن كه در وى شهوت و آز نهادهاند كار بهايم كند، و به سبب آن كه در وى خشم نهادهاند كار سگ و گرگ و شير كند، چون زدن و كشتن و با دست و زبان در خلق افتادن، و به سبب آن كه قدرت بر مكر و حيله و تلبيس و تخليط و فتنه انگيختن دارد كار ديوان كند، و به سبب آن كه در وى عقل نهادهاند كار فرشتگان كند، چون دوست داشتن علم و صلاح و پرهيز از كارهاى زشت و صلاح جستن ميان خلق و خوددارى از كارهاى خسيس و شادبودن به معرفت كارها و عيب و ننگ داشتن از جهل و نادانى. به عبارت ديگر گويى در جلد آدمى چهار چيز است: سگى، خوكى، ديوى، فرشتهاى، كه سگ كه نكوهيده و مذموم است، نه براى صورت و دست و پاى و پوست؛ بل بدان صفتى كه در وى است، كه به آن صفت در مردم افتد. خوك نه به خاطر صورت مذموم است؛ بلكه به خاطر آز و حرص برپليدى، و مسئله شيطان و فرشته هم مسئله اوصاف است نه صورت و شكل».