بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٣١ - عكس العمل درباريان
تحمل سخنان تند و آتشين سيد را نخواهد داشت، و از همه بدتر «اعتماد السلطنه» مخفيانه به او اطلاع داده بود كه مواظب ملاقات ناصرالدين شاه و سيد جمال باشد؛ چون ناصرالدين شاه ندانسته خواستار ملاقات مردى شده است كه از هيچ چيز پروا ندارد، راهش حقيقت است و سخنش حق، او چنان مردى است كه اكثر سلاطين شرق، در مقابلش مىايستند و رويش را مىبوسند.
بالاخره نزديكىهاى ظهر بود كه قراولان خبر دادند كه اين مسافر عجيب با عدهاى از ملازمانش به داخل قصر آمدهاند، شاه قاجار از جايش بلند شد و شخصاً به استقبال او شتافت، اولين ملاقات اين دو شخصيت، بسيار هيجانانگيز بود، ناصرالدين شاه در مقابل همه درباريان و وزراء، آن چنان در برابر سيّد احترام كرد كه باعث حيرت درباريان و شخص اتابك شد.
سپس از او درخواست كرد كه در ايران بماند و به ترقى افكار ايرانيان همت گمارد، حتى پيشنهاد كرد كه شغل مهمى در دربار داشته باشد و در كارها به او كمك نمايد؛ اما سيد نپذيرفت. آن روز فقط به او گفت: كه اگر رعاياى گرسنه ايران را از قيد بندگى آزاد نموده و درباريان فاسد را از خود دور نمايد او قلماً و لساناً از او پشتيبانى خواهد كرد.
عكس العمل درباريان
سيّد آن روز دو ساعت با ناصرالدين شاه گفتگو نمود و زبان به نصيحت او گشود، پس از آنكه سيد سخنانش تمام شد و از تالار آيينه خارج گشت، ناگهان همه درباريان فاسد و زنان حرم خانهاش بر سر او ريختند و او را ملامت كردند كه چرا چنين شاه مقتدرى در مقابل يك سيد بىقدر و ناشناس اين همه صبور و ملايم باشد، و از همه مهمتر شيرازه كار را به دست چنين ناشناس گستاخى بسپارد!!