بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٢٢ - تأسيس دارالفنون
اقتصاد وابسته به غرب، ايران را به صورت بازار كالاهاى غرب درآورده به طورى كه اروپا توليدكننده و ايران مصرفكننده كالاهاى آنان بود.
اين وابستگى يا روشنترين بيچارگى و دريوزگى، سبب شد كه صنايع و استعداد ايرانى، به كلى از بين برود و ايرانيان هوشمند به صورت توليد كننده مواد اوليه كالاهاى صنايع، خارج شوند و مانند كارگر روزمزد كار كرده و زندگى كنند.
امير، به منظور بسط صنايع، سرمايههاى كافى در اختيار اهل فن گذاشت و كارخانجات شكرريزى در سارى، ريسمانريسى و چلواربافى در تهران، حرير بافى در كاشان و سماورسازى و كالسكهسازى در اصفهان و تهران تأسيس كرد؛ و كمكهاى شايانى به نساجان اصفهان و كاشان داد و درباره استادكاران، در ايجاد مصنوعات و منسوجات جديد، اختراع در زمينههاى مختلف تشويق لازمى به عمل آورد، و نمايشگاهى جالب از محصولات صنعتى ملى ايران در اراك و تهران ترتيب داد[١].
خوشبختى ملت ايران، بلكه تمام ملل اسلامى در آسيا، آن موقع بود كه شخصى مانند امير در رأس امور ايران قرار گرفته بود.
اين شخص با عزم، با يك متانت مخصوص كه در نهاد او ذاتى بود، با بردبارى تمام، امنيت را به طور كامل در تمام ايران برقرار نمود، سركشان و فتنه جويان را به كلى قلع و قمع كرد، و در همان حال اوضاع اقتصادى مملكت را اصلاح و قشون را منظم و دستگاه دولت را مرتب نموده و شكل تازهاى به كارها داد، و تمام نواحى و اطراف دور دست مملكت را با مركز حكومت مربوط كرد.
انسان وقتى تاريخ دوران حكومت اميركبير را مطالعه مىكند، روحش شاد
[١] - همان مدرك: ١١٨.