بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٨٨ - دستور العمل علوى
صلاحيت رهبرى و زمامدارى جامعه را دارد، و در صورت عدم حضور امام، اشخاصى كه با برنامههاى تعيين شده در قرآن و روايات، واجد شرايط زمامدارى باشند؛ يعنى: شخص كاردان، با سياست و تدبير، قوى النفس، عارف به نظامات، قوانين و هدفهاى اساسى اسلام، خوشنام، نيكوكار، عادل، با تقوى، دور از زشتىهاى اخلاقى، اهل اجتهاد و بصير به امور، پذيراى انتقادات، انعطافناپذير از حق و درستى و قوانين[١].
براى شناخت زمامدار و وظايف او، در زمان عدم حضور امام معصوم، به عهد نامه على ٧ به «مالك اشتر» و «محمد بن ابوبكر» كه در كتاب پربهاى «نهج البلاغه» آمده است مراجعه كنيد.
زمامدار اسلامى بايد به كمك ايمان مردم، مجرى احكام و قوانين الهى براى رفاه حال جامعه باشد، آن قوانين و برنامههايى كه اصولش در قرآن و توضيحش با پيغمبر و امام است.
دستور العمل علوى
على ٧ روزى كاتب خود «عبيداللَّه بن ابو رافع» را فرا خواند و فرمود:
ده تن از ثقات و كسانى كه مورد اعتمادند را نزد من بياور!، گفت: اى اميرمؤمنان! نام آنان را بفرما، فرمود:
اصبغ بن نباته، ابوالطفيل عامر بن وائله كنانى، زربن حبش اسدى، جويرية بن مسهر عبدى، حارث بن عبداللَّه، اعور همدانى، مصابيح نخعى، علقمة بن قيس، كميل بن زياد و عمر بن زراه. عبيداللَّه بن ابو رافع آنان را دعوت كرد و همه شرفياب حضور اميرمؤمنان ٧ شدند.
[١] - اسلام و عقايد و آراء بشرى: ٦٦٢.