بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٨٤ - غاصبان خلافت
خليفه دوم طبق نظر اشتباه خود، تقسيم بيت المال را كه در زمان پيغمبر و خليفه اول به طور مساوى بود، با تفاوت عملى كرد، و اين پايه اول حدوث غايله اختلافات طبقاتى در اسلام بود، كه بعدها تلخترين نتايج را براى مسلمين ببار آورد[١].
در قلمرو حكومت خليفه دوم، معاويه بر سر كار آمد كه در شام سالها با يك وضع ملوكانه كسرايى و قيصرى حكومت كرد، حكومتى كه جز يك سلطنت استبدادى، قيافهاى نداشت و اين روش تنها به دليل اين بود كه، وى مجاور با امپراطورى روم بود و به اين دليل از پيش گرفتن چنين رويهاى خود را معذور مىدانست. خليفه نيز عذر او را پذيرفته و متعرض حالش نمىشد.
معاويه علاوه بر اين كجروىها، به تزلزل جامعه اسلامى در تمام زمينهها كمك مىكرد، و ملت اسلام را با يك تردستى عجيب و ماهرانهاى از اسلام دور مىكرد. در خلال اين احوال، روايتهايى از رسول اسلام در ميان محدّثين نقل مىشد كه به موجب آن، صحابه رسول خدا به عنوان كسانى معرفى مىشدند كه داراى اجتهاد بودند و اين گونه القا مىشد كه اگر ايشان در امور اصابت به واقع
[١] - براى اطلاع از اينكه اين بدعت چه آثار شومى را در جامعه اسلامى گذاشت، تنها به تاريخ زندگانى دو تن از بهترين ياران رسول خدا ٦ بنام« طلحه» و« زبير» مراجعه كنيد و ببينيد كه اين زاهدان ديروز چگونه به دنياپرستان امروز مبدل شدند و اطاعت و تسليم خود را در پيروى از هوى و هوسها به آتش كشيدند.