بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٣٨ - فصاحت حضرت
سخنش نمىافتاد، خطايى بر او رخ نمىداد و دليلش سستى نمىگرفت.
كسى بر او فايق نمىشد و سخندانى، او را مجاب نمىكرد، سخنان مفصل را با كلمهاى مختصر رد مىكرد و براى اسكات حريف، در حدود معلوماتش سخن مىگفت. جز سخن راست دليلى نمىآورد و غلبه را جز به وسيله حقيقت نمىخواست. سخنان فريبنده و خدعهآميز نمىگفت و هرگز عيبجويى نمىكرد و گوشه نمىزد. در سخن نه كند بود نه تند، گفتارش نه طولانى بود نه مبهم.
مردم سخنى سودمندتر و شيواتر و مؤثرتر از سخن وى نشنيده و نمىشنيدند».
فصاحت حضرت
در مقدمه كتاب سودمند و پرقيمت «نهج الفصاحه» درباره كلام پيغمبر ٦ آمده است:
«فصاحت نبى اكرم ٦ موهوب بود نه مصنوع، آن جان نيرومند كه نورافكن تاريخ بود، با آن اقتدار عجيب بر احاطه معانى كه خدايش داده بود، با آن تسلط شگفتانگيز كه بر لهجات عرب، خاصه لهجه مهذب و كامل قريش، داشت، با آن قوت عزيمت و استقامت طبع، كه با حوادث سهمگين تحدى مىكرد، با آن صفاى خاطر كه چون آسمان، بلند برتر از حوادث بود و غبار كدورت آسان نمىگرفت، به حق در سايه قرآن به مرحله مادون آن بىمنازع به او رنگ فصاحت تكيه زده بود. به راستى كه خداوندش براى ابلاغ رسالت نيكو پرورانده بود، و براى وصول بدان اوج كمال كه خلوتگاه راز است، همه رنجهاى گوناگون حيات را از مرارت يتيمى، گزش فقر، داغ فرزند، هول دائم از خطرات، حيرت نابسامانى، محنت غربت و برتر از همه، انزواى توان فرساى كشنده؛ يعنى بلاى تنهايى در جمع بىخبرانِ پر مدعا، چشيده بود».
چنين شخصيت بىنظيرى از طرف خداى بزرگ، مأموريت ابلاغ دين را