بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ١٨٥ - پاسخ به نداى حق
خود محمد بن عبداللَّه ٦ به انسان عرضه كرده، و براى اثبات برتريش بر ساير مكتبها، بشر را به تأمل و تعمّق در آن دعوت كرده است، همان مكتبى است كه انسان سزاوار آن است.
از هنگامى كه قوانين عالى اسلام از طرف خداى متعال نازل شده است چهارده قرن مىگذرد؛ در اين زمان طولانى انسان در تمام گيتى تجربيات مختلفى كسب كرده است، فلسفه فراگرفته، در علوم سياسى درسها خوانده، و دانشهاى زيادى اندوخته، آنچه از تمام اين علوم و معارف كسب كرده است، در اين جمله خلاصه مىشود كه: هر آيين و نظام زمينى، در ميان يك اجتماع، نشانهاى از افكار طبقهاى است كه بر آن اجتماع مالك و حاكمند، و اين دسته، حاكم و مالك منافع و مصالح خود را به حساب بقيه مردم مىگذارند.
گاهى ممكن است در اجتماعى «فؤوداليزم» حكومت كند، روى اين حساب سيستم سازى اين حكومت فقط به نفع فئودالها خواهد بود، و مصالح آنها به حساب بقيه ملت بيچاره گذارده خواهد شد.
همچنين ممكن است روش «سرمايهدارى» بر ملتى حاكم باشد، باز هم نظام آنها فقط به نفع سرمايهدارها است، و مصالح آنها به حساب مصلحت كارگران گذارده خواهد شد!
گاهى حكومت «ديكتاتورى» بر مردم فرمانرواست، به طور قطع سيستم سازى اين جمعيت نيز به خاطر نفع طبقه كارگر (حد اقل از نظر تئورى) گذارده خواهد شد و جز در سايه همين برنامه كلى در تاريخ، سيستم ديگرى به وجود نيامده است، و اين همان است كه خداى متعال در قرآن كريم فرموده: هر دين و شريعتى (جز شريعت الهى) تابع «هوى» است كه پيروان آن به هر طرف متمايل گردند، آن شرع هم به همان طرف خواهد گراييد.
آن وقت چهارده قرن است كه از نزول اسلام مىگذرد، و مردم در سراسر