بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ١٥٩ - فرقان
و اگر اين كتاب نبود، يا با بودن اين كتاب اگر به آن مراجعه نشود، از كجا مىتوان به حقايق عالى و به خواستههاى الهى رسيد؟!
فرقان[١]
«نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ* مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ»[٢].
«اين كتاب را تدريجاً به حق و راستى بر تو نازل كرد، كه تصديق كننده كتابهاى پيش از خود است؛ و تورات و انجيل را.* پيش از اين براى هدايت مردم فرستاد، و فرقان را [كه مايه جدايى حق از باطل است] نازل كرد».
«تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً»[٣].
«هميشه سودمند و با بركت است آنكه فرقان را [كه قرآن جدا كننده حق از باطل است] به تدريج بر بندهاش نازل كرد، تا براى جهانيان بيم دهنده باشد».
استعمال لفظ فرقان به عنوان يكى از اسامى يا اوصاف قرآن، براى چيست؟
پاسخ اين پرسش در ضمن يك مقدمه كوتاه ميسر است:
همان طورى كه آفرينش اعضاى جسمى انسان، در چهارچوب بسيار محدودى قرار گرفته، و اراده خالق انسان به خاطر موزون بودن جسم آدمى، بر اين بود كه دستگاههاى تشكيل دهنده ساختمان انسان محدود باشد، همان اراده و علت بر اين قرار گرفت كه دستگاه مشاعر،، ادراك، قوه عقل و انديشه او نيز محدود باشد، و اين محدوديت از عجايب نعمتهاى الهى است كه همين
[١] -« فرقان» به معناى چيزى است كه حق را از باطل جدا مىكند و وسيله شناسايى است.
[٢] - آل عمران( ٣): ٣- ٤.
[٣] - فرقان( ٢٥): ١.