بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ١١٩ - ١ - زنا
آيه شريفه، نام محلى در جهنم است كه زناكاران را در آن كيفر مىدهند و گفتهاند:
چيزى است مانند چرك و خون كه از بدن دوزخيان جارى شود. اما «اثم» و «اثام» در اصل به معناى اعمالى است كه انسان را از رسيدن به ثواب دور مىنمايد و در اينجا منظور جزاى گناه است[١].
[١] - نكته مهمى كه در اين آيه شريفه مطرح است اين است كه خداى متعال مىفرمايد: كسانى كه مرتكب اين گناهان من جمله« زنا» شوند، در قيامت عذاب و مجازاتشان مضاعف است. در اينجا دو سؤال پيش مىآيد: نخست اينكه چرا عذاب اين گونه افراد مضاعف است؟ و چرا به اندازه گناهشان مجازات نمىشوند؟ و آيا اين با عدالت سازگار است؟ دوم اينكه در اينجا سخن از خلود و جاويدان ماندن در عذاب است، در حالى كه مىدانيم خلود تنها به كفار مربوط است و از سه گناهى كه در آيه شريفه مطرح است تنها گناه اول كفر است؛ اما درباره قتل نفس و زنا چرا خلود مطرح شده است؟.
مفسران در پاسخ سؤال اول مىفرمايند: گاه يك گناه سرچشمه گناهان ديگراست، مانند كفر كه سبب ترك واجبات و انجام محرمات مىگردد؛ اما در مورد زنا مضاعف بودن مجازات و عذاب فردى كه مرتكب آن شده است را مىتوان به آثار اجتماعى آن سوق داد. گرچه شخص زناكار يك گناه مرتكب شده است؛ اما از آنجا كه اين گناه اثر مستقيمى در بروز آثار شوم و خطرناك اجتماعى دارد و زمينه بروز گناهان ديگر مىشود، مجازاتش دو برابر است. شاهد نكته فوق آيه ٣١ سوره اسراء است كه مىفرمايد:
« وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا».
« نزديك زنا نشويد كه كار بسيار زشت و بد بدراهى است».
خداى متعال در اين آيه نمىفرمايد« زنا نكنيد» بلكه مىفرمايد:« نزديك زنا نشويد» اين تعبير علاوه بر تأكيدى كه در عمق آن نسبت به خود عمل نهفته شده است اشاره لطيفى دارد كه آلودگى به زنا غالباً مقدماتى دارد كه انسان را به طور تدريجى به آن نزديك مىكند، به عنوان مثال: چشم چرانى يكى از مقدمات آن است و يا بدحجابى و برهنگى نيز مقدمه ديگر آن مىباشد.
نكته مورد نظر در آيه فوق اين است كه در جمله« إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا».
سه تأكيد نهفته شده است كه همه دليل بر عظمت گناه است( انَّ، و استفاده از فعل ماضى، و تعبير به فاحشة موارد تأكيد است.) و جمله« ساءَ سَبِيلًا» بيانگر اين واقعيت است كه عمل زنا راهى به مفاسد ديگر در جامعه مىباشد.
اما در پاسخ از سؤال دوم مىتوان گفت كه بعضى از گناهان به قدرى شديد است كه سبب بىايمان از دنيا رفتن مىشود. در مورد زنا مخصوصاً اگر زناى محصنه باشد نيز ممكن است چنين باشد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه خلود در آيه مربوط به هر سه گناه( شرك، قتل و زنا) باشد.
فلسفه تحريم زنا:
١- پيدايش هرج و مرج در نظام خانواده و از ميان رفتن رابطه فرزندان و پدران.
امير مؤمنان ٧ در مورد فلسفه تحريم زنا فرموده است:« خداى متعال زنا را براى حفظ اصل و نسب و لواط را براى زياد شدن نسل حرام كرده است».
همچنين از امام رضا ٧ نقل شده است كه فرمود:« علت تحريم زنا مفاسدى مانند: قتل نفس، از بين رفتن اصل و نسب، ترك تربيت كودكان، تباه شدن موضوع ارث و ميراث، كه در آن وجود دارد مىباشد».
٢- اين عمل ننگين سبب انواع برخوردها و كشمكشهاى فردى و اجتماعى در ميان هوسبازان است.
٣- علم و تجربه نشان داده است كه اين عمل زشت سبب بيمارىهاى فراوانى است.
٤- شيوع عمل منافى با عفت مهمترين عامل و از موانع بزرگ ازدواج و تشكيل خانواده به شمار مىرود. نبايد فراموش كرد كه تنها فلسفه ازدواج اشباع غريزه جنسى نيست؛ بلكه اشتراك در تشكيل زندگى، انس روحى و آرامش روانى و تربيت فرزندان و همكارى در تمام زمينههاى زندگى از آثار ازدواج است كه در صورت عدم تحريم زنا، انسان از اين مواهب الهى محروم مىماند.