ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٦١ - ١١ - حرزهاى حضرت امام موسى بن جعفر
او) به سوى شما بسبب علامات ما بدرستى كه شما و كسى كه پيروى نموده شما را غلبهكنندهاند. بر خداى اعتماد نمودهايم اى پروردگار ما حكم فرما ميان ما و ميان قوم ما براستى، و تو بهترين كارگشايندگانى[١] بدرستى كه من اعتماد نمودهام بر خداى كه پروردگار من و پروردگار شماست، نيست هيچ متحركى مگر آن كه خدا فرا گرفته است پيش سر او،[٢] بدرستى كه پروردگار من بر راه راستست پس زود باشد كه ياد كنيد چيزى را كه مىگويم مر شما را و باز مىگذارم كار خود را به سوى خدا، بدرستى كه خدا بيناست به بندگان.[٣] پس اگر اعراض نمايند پس بگو تو كه پسند و كافيست مرا خداى. نيست خدائى مگر او بر او توكّل نمودهام و اوست پروردگار عرش كه بزرگ است.[٤] اى پروردگار من بدرستى كه رسيده است به من رنج و سختى و تو رحمكنندهتر از رحمكنندگانى. نيست خدائى مگر تو پاكى تو بدرستى كه هستم از ستمكنندگان بر خود. منم خداى دانا[٥] اينست آن كتاب كامل كه نيست شكى در آن، راهنماينده است مر پرهيزگاران را كه ايمان آورند بخداى پنهان و بپاى دارند نماز را و از چيزى كه روزى نمودهايم ايشان را نفقه مىكنند. خداى هست نيست خدائى مگر او، بر او توكّل مىنمايم و اوست پروردگار عرش بزرگ. خداى،[٦] نيست خدائى مگر او كه هميشه زنده و بخود برپاست[٧] فرا نمىگيرد او را سستى[٨] و نه خوابى،[٩] از براى اوست آنچه در آسمانهاست و آن چه در زمين است. كيست آن كه درخواست نمايد نزد او
[١] -اين آيه در سوره اعراف است و كلام حضرت شعيب است در مناجات خود با جناب اقدس الهى. و اللَّه يعلم
[٢] -ناصيه پيش سر است و گرفتن ناصيه كسى كنايه از تسلّط و غلبه بر او است و غرض از اين وصف عموم است يعنى از شرّ همه روندهها زيرا كه خداى تعالى غالب است بر همه آنها و ناصيه همه ايشان را گرفته است. و اللَّه يعلم
[٣] -اين آيه در سوره مؤمن است. حضرت موسى گويد: زود باشد كه ياد كنيد يعنى در وقت مشاهده عذاب يا در قيامت، راستى آنچه مىگويم به شما تا به آخر. و اللَّه يعلم
[٤] -اين آيه در سوره توبه است و خطاب به حضرت پيغمبر است. يعنى اگر كفّار و مشركين اعراض و امتناع نمايند از ايمان آوردن به تو و سرپيچى نمايند از اطاعت كردن به تو، پس بگو اى محمّد كه كافى است مرا خداى تا به آخر. و اللَّه يعلم
[٥] -در تفسير( الم) معانى بسيار نقل شده كه گنجايش ذكر همه آنها نبود، لهذا حواله به تفاسير نمود.
[٦] -يعنى خداى موجود و ثابت است و حقّ است و سزاوار پرستش است. و اللَّه يعلم
[٧] -و ممكن است كه مراد از قيّوم قايم به امور خلايق باشد. و اللَّه يعلم
[٨]« سنة» سستى باشد كه پيش از خواب روى دهد يا مقدّمه خواب كه آن را به فارسى پينكى گويند و وجه مقدّم داشتن« سنة» بر« نوم» هر چند به حسب ظاهر مناسب تاخير آن است چنان كه سابقا نيز اشاره به آن نموده، آن است كه در واقع و نفس الامر حيوانات اوّلا سست مىشوند و در آخر ايشان را خواب مىبرد. و اللَّه يعلم
[٩] -يعنى همه اطاعت و انقياد او مىكنند يا آن كه همه ملك اويند و خداى تعالى همه آنها را ايجاد نموده و موجدى به غير از خداى ندارند يا آن كه غايت همه اوست، چنان كه حكما گفتهاند. و اللَّه يعلم