ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٢٧ - دعاى عبرات
نمودم كه اين دعا را به نحوى ذكر كنم كه يافتم.
دعاى عبرات به روايتى ديگر:
خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا اى رحمكننده اشكهاى چشم و اى برطرف كننده اندوهها توئى آنكه پراكنده مىكنى ابرهاى محنتها و رنجها را و به تحقيق كه گرديدهاند گران و مىشكافى ابرهاى سياه كينهها را و به تحقيق كه پوشانيدهاند دامنهاى آسمان را و مىگردانى زراعت آن كينهها را گياه خشكيده و بناهاى آنها را خراب و استخوانهاى آنها را پوسيده و برمىگردانى تو مغلوب را غلبهكننده و طلب كرده شده را طلبكننده و خشم كردهشده بر او را قهركننده و قدرت داشتهشده بر او را صاحب قدرت پس بسا اى خداوند من از بندهاى[١] كه خوانده است ترا اى پروردگار من به آنكه من مغلوبم[٢] پس انتقام كش پس گشودهاى تو براى او از يارى كردن خود درهاى آسمان را به آبى به غايت ريزان و روان ساختهاى براى او از مددكارى خود چشمهها را پس رسيدن آن آب بر نهجى كه به تحقيق مقدّر شده بود و سوارى كردى تو او را از جهت محافظت كردن تو او را بر كشتى صاحب تختهها و ميخها اى كسى كه هر گاه داخل شود بنده تو در شبى كه از حيرانى خود متحيّر و سرگردان باشد و نيابد براى خود فريادرس را كه برسد به فرياد او از دوستى نزديك مىيابد آن بنده از اعانت تو فريادرسى را و غوررسى را[٣] و دوستى را كه طلب نمايد آن بنده را شتابان نجات مىدهد او را از تنگى امر او و از دلگيرى او و ظاهر مىسازد [ظاهر مىشود] براى او نشانههاى نجات او را[٤] خداوندا پس اى كسى كه قدرت و توانائى او قهركننده است و عقوبتهاى او شكننده پشت است براى هر صاحب جبروتى هلاككننده است مر هر كافر محيل را، سؤال مىكنم از تو نگاهى را از نگاهان تو كه باشد رحمكننده و برطرف شود به سبب آن نظر توجّه تاريكى ثابت پاينده در آفتى و بلائى كه خشك شده است از جهت آن پستانهاى حيوانات [و تلف شده است از آن جهت زراعتها] و ريزان شده است از جهت آن اشكهاى چشمها و شامل شده است از جهت آن بر دلها نااميدى و روان شده است به سبب آن
[١] -مراد حضرت نوح ٧ است.
[٢] -يعنى مردمان بر من غلبه كردهاند.
[٣]« مغيث» به معنى فرياد رسنده است و تكرار جهت تاكيد است.
[٤] -يا آنكه ظاهر مىشود براى او نشانههاى خلاصى او چنانچه اعراب شده. و اللَّه يعلم