ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥١٦ - ادعيه فرج و عافيت
و راهنماى راه يافتگان است و بوسيله امام حسن عسكرى پسر على كه پاك و پاكيزه و خزانه علوم وصىهاى پيغمبران است و نزديكى مىجويم بسوى تو و بوسيله پيشوايى كه بپاى دارنده[١] است امر خدا را و عادل است كه هدايت يافته شده و انتظار كشيده شده است و پيشواى ما و پسر پيشواى ما است رحمتهاى خدا باد بر ايشان همگى اى كسى كه فرا گرفته است و شامل است امر او همه چيز را پس بزرگ است او و سزاوار است اين بزرگى را پس در گذشته است از گناهان و رحم كرده است اى كسى كه توانا است بر عقوبت پس بخشيده است شكوه مىكنم من بسوى تو از ناتوانايى خود از آنچه كوتاه است از آن اميد [من كار] از رسيدن به چگونگى يگانگى تو و از رسيدن بحقيقت شناخت تو و روى مىآورم من بسوى تو بنام بردن ترا بنامهاى نورانى و به اقرار بيگانگى بزرگى تو كه كوتاه است از رسيدن به آن كسى كه پشت كرده باشد و اعراض نموده باشد و ايمان آوردهام به حجاب و پرده تو[٢] كه بزرگتر است از آنكه به وصف آيد و بنامهاى تو كه تمام و كمال و بلنداند كه آفريدهاى تو از آنها خانه ابتلا و امتحان را و فرود آوردهاى تو به بركت آنها كسى را كه دوست دارى تو او را به بهشت كه منزل و جايگاه مؤمنان است ايمان دارم من به جماعت پيشىگيرندگان[٣] و به جماعت راستگويان كه ياران[٤] طرف راستاند از جماعت مؤمنانى كه مخلوط و ممزوج كردهاند كردار نيكو را با عمل ديگر كه بد است سؤال مىكنم ترا آنكه ولىّ نگردانى به من[٥] غير ايشان را و جدايى قرار ندهى ميان من و ميان ايشان فرداى قيامت هر گاه پيش بدارم من راضى شدن به جدا ساختن حكم تو حقّ را از باطل ايمان آوردهام من به پنهان ايشان و آشكار ايشان و به عاقبت كارهاى ايشان پس بدرستى كه ختم مىكنى تو بر كارهاى خوب هر گاه خواهى اى كسى كه تحفه و هديّه دادهاى به من اقرار كردن به يگانگى ترا و بخشيدهاى به من شناخت پروردگارى خود را و رها كردهاى مرا از شك و كورى نادانى راضيم من به تو از جهت پروردگارى و به برگزيدگان تو از جهت دليلها و برهانها و پيغمبران
[١] -يا آنكه ايستاده است در اطاعت و بندگى خدا، يا آنكه بپاى ايستاده و موجود است. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى به پنهان بودن تو از نظرها و فهمها. و اللَّه يعلم
[٣] -ظاهر آن است كه مراد از جماعت سابقان پيغمبر ٦ و امير المؤمنين و حضرت فاطمه و باقى ائمه : باشند كه در اقرار به توحيد و اطاعت و در عمل به احكام از نماز و جهاد و غير آنها بر ساير مردمان از خويشان و بيگانه پيشى گرفتند، يا آنكه پيشاند در همه صفات از علم و عصمت و غير آنها و مراد از صدّيقين، خُلّص شيعيان و مؤمنان است كه به درجه عصمت نرسيدند بلكه كارهاى نيكو را به كار بد مخلوط كردهاند و بعد از آن توبه كردهاند. و اللَّه يعلم
[٤] -اصحاب يمين جماعتى هستند كه در وقت بيرون آمدن ذرّيّت مردمان از صلب آدم بر دست راست او بودند يا گروهى هستند كه در روز قيامت نامه اعمال ايشان را به دست راست ايشان دهند، يا طايفهاى هستند كه جاى ايشان بر يمين عرش باشد يعنى در بهشت باشند زيرا كه در احاديث وارد شده كه بهشت در طرف راست عرش است و جهنم در طرف چپ آن و يا آنكه به معنى يمن و بركت است يعنى كسانى كه صاحب يمن و بركت هستند. و اللَّه يعلم
[٥] -ظاهر آن است كه« الا تولنى» متعلق باشد به« أسألك» كه در اول دعا مذكور است. يعنى سؤال مىكنم از تو آنكه ولى و دوست من نگردانى غير ائمه : را و حكم به جدائى نفرمائى ميان من و ايشان در روز قيامت در هنگامى كه من راضى باشم به حكم تو كه جدا سازنده حق از باطل است. و اللَّه يعلم