ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٩٨ - ط دعاهاى حضرت امام على بن موسى الرضا
مىگرديد پوشاننده اى خداى من و به تحقيق كه وعده نمودهاى كسى را كه نيكو گردانيده است اعتقاد خود را به تو به ثواب دادن و وعيد و تهديد كردهاى كسى را كه بد كرده است گمان خود را به تو به عقوبت نمودن تو خداوندا به تحقيق كه[١] نگاهداشته است زندگانى مرا نيكوئى گمان من به تو در آزاد شدن گردن من از آتش و در پوشانيدن لغزش مرا در گناهان و درگذشتن از به روى افتادن مرا در گناهان خداوندا گفتهاى تو در قرآن خود و گفتار تو راست است و نيست خلافى در آن و نه تغييرى آنكه روزى كه مىخوانيم[٢][٣] هر طايفهاى را از مردمان به پيشواى ايشان اين روز روز حشر و قيامت است وقتى كه دميده شود در صور و برانگيخته و زنده شوند آنچه باشند در قبرها خداوندا پس بدرستى كه وفا مىكنم به عهد خود[٤] و گواهى مىدهم و اقرار مىكنم و امتناع نمىورزم و انكار نمىكنم و در پنهانى قائلم و در آشكارا معترفم و به زبان مىگويم و بدان اعتقاد دارم به آنكه توئى تو خدا كه نيست خدائى مگر تو در حالى كه تنهائى تو نيست شريكى براى تو و آنكه حضرت محمد بنده تو و فرستاده توست كه رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او و آنكه على ابن ابى طالب امير و سركرده مؤمنان و بزرگ جانشينان و ميراث برنده علم و دانش پيغمبران است و نشان راه دين اسلام است و هلاككننده كافران و متفرّق سازنده[٥] منافقان است و جهادكننده است با جماعت از دين بيرون رفتگان[٦] [و] امام و پيشواى من[٧] و دليل من است[٨] و دست آويز من و راه من است[٩] و راهنماى من و راه واضح من است و آن كسى است كه[١٠] اعتماد ندارم به كردارهاى خود و اگر چه پاكيزه باشند و نمىبينم آنها را نجات دهنده براى خود و هر چند كه نيكو باشند مگر بدوستى و محبت او و پيروى و متابعت به او و اقرار داشتن به فضيلتهاى او و قبول
[١] -يعنى به تحقيق كه زندگى مرا نيكوئى اعتقاد من به آمرزش و درگذشتن تو از گناهان من نگاه داشته است و اگر نه پس از خوف و ترس عذاب تو هر آينه هلاك من مىشدم و اين فقره ظاهرتر است از آنچه سابقا در روايت حضرت امام موسى كاظم ٧ گذشت. و اللَّه يعلم
[٢] -مراد از خواندن هر طايفهاى را به امام ايشان آن است كه تابعان هر كس را بنام او مىخوانند مثلا مىگويند اى امّت محمد مصطفى و اى پيروان ابراهيم و اى تابعان شيطان بيائيد و همچنين. و اللَّه يعلم
[٣] -مراد روز قيامت است.
[٤] -يعنى به عهد و پيمانى وفا مىكنم كه در روز« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ» از من گرفته و يعنى در عالم ذر. و اللَّه يعلم
[٥] -يا آنكه مشتق است از« مار» به معنى قطع و در اين هنگام كنايه از كشنده است يعنى كشنده منافقان است.
[٦] -يعنى جماعت خارجيان كه از دين بيرون رفتند مثل بيرون رفتن تير از كمان چنانچه در حديث وارد شده. و اللَّه يعلم
[٧] -كلمه امامى متعلق است به« و أنّ عليّا» يعنى و گواهى مىدهم به آنكه على بن ابى طالب امام و پيشواى من است.
[٨] -بسوى بندگى خداى تعالى
[٩] -بسوى فرمانبردارى خدا
[١٠] -يعنى آن حضرت كسى است كه مىدانم آنكه هيچ عبادتى قبول نمىشود و فايده نمىبخشد مگر با دوستى آن حضرت و اقرار داشتن به امامت او و فرزندان او. و اللَّه يعلم