ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١١١ - ٨ - قنوتهاى مولاى ما امام محمد بن على بن موسى
در حالى كه باشند ايشان خوابيده و در وقت چاشت و باشند ايشان لهوكننده و حيله نماى با ايشان حيله نمودنى و باشند ايشان حيلهكننده و ناگهان و هجوم نماى بر ايشان و در حالى كه ايشان ايمن باشند خداوندا متفرق ساز ايشان را و متفرق گردان مددكاران ايشان را و ناقص و كم گردان[١] اعوان ايشان را و بگريزان سپاه ايشان را و كند نماى تندى غضب ايشان را و قطع كن رفعت ايشان را[٢] و سست گردان عزيمتهاى ايشان را. خداوندا ببخش به ما[٣] سوارى بر دوشهاى ايشان را و مالك گردان ما را به بلاد و نواحى ايشان، و تبديل نماى نعمتهاى ايشان را به عقوبت و بده به ما در عوض ترسيدن از ايشان و فساد ايشان، سلامت از آنها را، و غنيمت بده به ما از ايشان تمامترين غنيمت را خداوندا بر مگردان عذاب خود را از ايشان كه هر گاه نازل شود بر قومى پس بسيار بدخواهد بود صبح ترسيدهشدگان.
٨- قنوتهاى مولاى ما امام محمّد بن علىّ بن موسى :
الف:
[بار الها] بخششهاى تو پى در پى است و نعمتهاى تو پياپى است و عطيههاى تو كامل است و شكر ما كوتاه است و ستايش ما اندك است و تو به مهربانى نمودن بر كسى كه اقرار نموده است (يعنى بر گناهان) سزاوارى، بار خدايا و به تحقيق كه گره شده است[٤] در گلوى اهل حق آب دهن او، و بسختى افتادند[٥] اهل راستى در تنگى و تو خداوندا به بندگان خود و صاحبان خواهش به سوى تو مهربانى و به بر آوردن دعاى ايشان و تعجيل نمودن گشادگى از ايشان لايقى، خداوندا پس رحمت فرست بر محمد و آل محمّد و پيشى گير ما را از جانب خود به امداد نمودن ما كه به هم نمىرسد خوارى[٦] بعد از آن و يارى كردنى كه نيست باطلى كه به مشقت اندازد او را و مهيا كن براى ما از نزد خود مكان نشاطى را [محلّ وسيعى را] كه آرام گيرد در آن دوست تو و نااميد گردد در آن دشمن تو و به پاى داشته شود در آن محلهاى علم تو و
[١] -فيروزآبادى ذكر نموده است كه: مىگويند« أقلّه» يعنى او را قليل گردانيد. و اللَّه يعلم
[٢]« سنام» در اصل به معنى كوهان است و كنايه از رفعت و بلندى مرتبه است. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى ما را مسلّط بر ايشان بگردان به حيثيتى كه بر دوشهاى ايشان سوار شويم. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى از غصّه آب دهن در گلوى اهل حقّ فرو نمىرود.
[٥]« ارتباك» آميخته شدن و در كار سخت افتادن.
[٦]« خذلان» در اصل به معنى عدم يارى نمودن است، و لازم دارد ذلّت و خوارى را چنانچه ترجمه به آن شده است.