ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١١٠ - ٧ - قنوت مولاى ما حضرت على بن موسى الرضا
خودش اگر باقى مىگذارى تو او را و نگاهدار مرا از شرّ او و از غيبت كردن او و از اشاره گوشه چشم او و از قهر او و دشمنى او و نگاه كن تو او را به نظر خفت كه هلاك نمائى تو به سبب آن نگاه او را پس بدرستى كه تو سختترى از همه مردم در عذاب نمودن و شديدترى در عقاب كردن.
٧- قنوت مولاى ما حضرت على بن موسى الرضا ٧
جزع جزع به سوى تو است اى صاحب غلبه كردن[١] و خواهش خواهش به سوى تو است اى آنكه لايق به اوست فخر نمودن،[٢] و توئى خداوندا بيننده حركتكنندههاى در خاطرها و توئى ديدهبان حركتهاى دلها و توئى مطلع و مشرف بر پنهانهاى در خاطرها از غير تعبى و نه مشقّتى [نه ستم كردنى] و به تحقيق كه مىبينى تو خداوندا آنچه را كه[٣] نيست از تو پنهان و ليكن مدارا نمودن تو ايمن گردانيده است اهل آن چيز را بر آن از روى جرأت و سركشى و گردن پيچى و دشمنى و آنچه مىبينند آن را[٤] دوستان تو از مندرس شدن اثرهاى حق و برطرف شدن نشانههاى آن و زياده شدن قبيحها و مداومت نمودن اهل قبايح بر قبايح و ظاهر شدن باطل و شيوع قبول نمودن ظلم و راضى شدن به آن ظلم در داد و ستدها و در بدعتها به تحقيق كه جارى شده است به آن عادتها[٥] و گرديده است مثل واجبها و سنّتها خداوندا پس پيشى گير كسى را كه هر گاه امداد نمايى او را به اين رضا رستگار خواهد بود و شخصى را كه هر گاه قوّت دهى او را به اين قبول نخواهد ترسيد از اشاره به چشم هر اشارهكنندهاى و فروگير ظالم را گرفتن سختى و مباش تو براى او رحمكننده و نه به او مهربان خداوندا بار خدايا بار الها پيشى گير ايشان را به عذاب[٦]. خداوندا تعجيل نماى ايشان را به عقاب. خداوندا مهلت مده ايشان را. خداوندا عذاب نماى ايشان را در صبح و در وقت ظهر و در سحر و در شب
[١] -يا آن كه اى صاحب مجلسى كه احضار مىفرمائى خلايق را در آن جهت ديوان و امور سلطنت. و اللَّه يعلم
[٢] -يا آن كه به سبب او است تفاخر و بزرگى هر احدى بر ديگرى. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى ظلم و عصيان ظالم را
[٤] -و ممكن است كه« يعانيه» به تقديم نون بر يا خوانده شود، چنانچه در بعضى از نسخهها است، مشتقّ از« عنا» به معنى رنج و تعب كشيدن و در اين هنگام كلمه« من» تعليلى خواهد بود، يعنى و آن چه رنج مىبرند و تعب مىكشند دوستان تو از جهت مندرس شدن اثرهاى حقّ تا به آخر. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى به قبول نمودن و راضى شدن به ظلم و صبر كردن. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى ظالمان را