ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٨ - ٨ - حرزهاى حضرت امام زين العابدين
خداوندا قوّت تو بالاى همه قوتهاست و غلبه تو غلبهكنندهتر است از هر غلبهاى و توانائى تو قوىتر است از هر توانائى و پادشاهى تو عظيمتر و منعكنندهتر است از هر پادشاهىاى منع مىكنم و طعن مىزنم به قوّت تو در نحرهاى[١] دشمنانم و طلب امداد مىنمايم از تو بر غالب شدن بر ايشان و پناه مىبرم به تو از شرهاى ايشان و التجا مىبرم به سوى تو در حفظ چيزى كه دوست و مهربانم بر آن چيز از شرّ ايشان و رحمت خدا باد بر محمّد و بر آل محمّد و پناه بده مرا از دشمنانم اى رحمكنندهتر از رحمكنندهها و گفت پادشاه مصر بياوريد از براى من يوسف را تا خالص گردانم او را از براى مهمات خود پس چون آمد و سخن گفت يا عزيز مصر، گفت عزيز، بدرستى كه تو اى يوسف امروز نزد ما در نهايت تقرّب و مؤتمنى بر همه چيزها. گفت يوسف بگردان مرا گماشته بر خزانههاى زمين مصر بدرستى كه من نگاهدارنده و دانايم به مصالح آنها و همچنين جاى داديم يوسف را در زمين مصر تا جاى مىگرفت از آن زمين هر جايى كه مىخواست. مىرسانيم به رحمت خود هر كه را خواهيم و ضايع نمىكنيم مزد نيكوكاران را و هر آينه مزد آخرت بهتر است از براى جماعتى كه ايمان دارند و هستند پرهيزكار از معاصى و روز قيامت ضعيف و پست شود آوازها از جهت خوف خدا پس نشنوى تو در آن روز مگر آوازى آهسته. پناه مىفرمايم نفس خود را و دينم را و اهل خانهام را و مالم را و فرزندانم را و همه جماعتى را كه رسيده است به ايشان خواهش من و همه نعمتهاى خدا را كه در نزد من است به اسم خداى بخشنده مهربان به اسم خدا كه ذليل است از براى او گردنهاى خلايق و به اسم خدا كه مىترسند از او سينهها[٢] [بر او ترس سينهها پنهان نيست]، [و به اسم خدا كه بلاى داود را گشود] و به اسم خدا كه مىترسند از او نفسهاى خلايق و به اسم خدا كه گفت [به سبب آن] به آتش كه باش تو سرد و سالم بر حضرت ابراهيم و خواستند نمروديان به ابراهيم مكر و تدبير را پس گردانيديم آن جماعت را زيانكارتران[٣] و پناه مىدهم به اسم خدا كه پر كرده است اطراف را همه آنها را و به اراده خدا كه بشماره در نمىآيد و به توانائى خدا
[١] -نحر گودى است كه در بالاى سينه است.
[٢] -يعنى ترس از خداى تعالى در همه دلها است.
[٣] -يعنى زيانكارى ايشان مزيّت و زيادتى داشت بر جميع زيانكارها چه سعى ايشان در هلاكت ابراهيم ٧، معجزه و برهانى شد بر نبوّت و حقّيّت قول او. و اللَّه يعلم