ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤١٤ - مناجات جهت برطرف شدن ظلم و ستم
از جهت رجوع كردن و كوچ نمودن من از منى[١] و تمام كن خداوندا افعال حج مرا و منقضى گشتن تلبيات گفتن مرا[٢] به قبول كردن از جانب خود براى من و به مهربانى نمودن از جانب خود به من اى رحمكنندهترين رحمكنندگان.
مناجات جهت برطرف شدن ظلم و ستم
خداوندا بدرستى كه ظلم و ستمكارى بندگان تو به تحقيق كه قرار گرفته است[٣] در شهرهاى تو تا آنكه ميرانده است عدالت را و بريده است راههاى شرع را و برطرف كرده است درستى را و باطل كرده است راستگوئى را و پنهان كرده است نيكوئى را و آشكار نموده است شرّ و بدى را و خاموش ساخته است[٤] روشنى پرهيزكارى را و زايل كرده است راهنمائى را[٥] و برطرف كرده است نيكى را و ثابت نموده است ضرر را و زياده گردانيده فتنه و فساد را و قوّت داده است دشمنى را و پهن كرده است ميل از حقّ را و تجاوز نموده است حدّ را خداوندا اى پروردگار من برطرف نمىكند اين ظلم را مگر قدرت و پادشاهى تو و پناه نمىدهد از آن مگر منّت گذاردن تو به آن خداوندا اى پروردگار من پس قطع كن ستم را و ببر ريسمان ظلم را و فرونشان رواج بازار قبيح را و عزيز گردان كسى را كه از ظلم دلتنگ است[٦] و قطع كن بيخ و اصل[٧] اهل ظلم و ستم را و بپوشان به ايشان برگشتن به نقصان را[٨] بعد از زياد شدن ظلم ايشان و شتاب كن خداوندا به سوى ايشان عقوبت را در شب[٩] و فرود آور بر ايشان عقوبتها و هلاكتها را و بميران زندگى امر قبيح را تا آنكه ايمن شود ترسيده شده و آرام گيرد ستم رسيده و تا آنكه سير گردد گرسنه
[١] -نفر سكون فا و به فتح آن به معنى كوچ كردن و رفتن است. و اللَّه يعلم
[٢] -عجّ بلند كردن آواز است در وقت تلبيه گفتن و تلبيات لبيك اللّهم لبيك تا به آخر است. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى مشهور و متعارف و شايع شده است.
[٤] -خاموش ساختن پرهيزكارى كنايه از زايل كردن و برطرف نمودن آن است. و اللَّه يعلم
[٥] -يا آنكه ناله از جهت گرسنگى و قحط را يا آنكه ذلت و خوارى درويشى را چنان كه در حديث وارد شده كه ظلم و ستم بسيار سبب قحط و گرسنگى و درويشى مىشود.
[٦] -يعنى كسى را كه ظلم را ناخوش دارد و از آن اجتناب مىكند و به آن راضى نيست. و اللَّه يعلم
[٧] -شأفة در اصل قرحه و دملى است كه از اسفل قدم بيرون مىآيد و به داغ كردن محتاج است و آن هر گاه بريده شود، صاحبش مىميرد و قطع كردن شأفه ظالم كنايه از برطرف كردن و هلاك نمودن آن است. و اللَّه يعلم
[٨] -يعنى و برگردان ظلم ايشان را به سوى كمى و نقصان و پستى بعد از آنكه ظلم ايشان زياد شده است و ستم ايشان اوج گرفته است. يعنى بعد از اين ديگر روى به كمى و تنزل گذارد تا آنكه برطرف شود و يا آنكه امور ايشان را فاسد گردان بعد از آنكه نيكو و منتظم گرديده است و محتمل است كه حور به معنى هلاكت باشد و كور به معنى طغيان يعنى و به ايشان لباس هلاكت را بپوشان بعد از آنكه ايشان طغيان و سركشى نمودهاند هر چند كه در لغت صريحا به اين معنى نيامدهاند. و اللَّه يعلم
[٩] -مخفى نماند كه وارد شدن عذاب در شب و عقوبت در وقت غفلت شديدتر و سختتر از عذاب نمودن در روز و مؤاخذه نمودن در هنگام اطلاع و آگاهى است. و اللَّه يعلم