ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٨٢ - ٣ - دعاى مستجاب
و از هم پاشيد اسباب مجتمع ايشان و سست شد سپاه ايشان و گريخت لشكر ايشان و برگشتند پشتكنندگان زود باشد كه گريخته شوند همه كافران و برگردانند پشتهاى خود را بلكه روز قيامت وعدهگاه عذاب ايشان است و عذاب قيامت سختتر و تلختر است فايق آمدم و غلبه نمودن بر ايشان به يارى محمّد پسر عبد الله رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او و به استعانت بلندى خدا كه بود آنكه غالب مىگرديد بر دشمنان به بركت آن امير المؤمنين على بر او باد سلام كه صاحب جنگهاى عظيم و از پاى درآورنده اسب سواران و هلاككننده سركردههاى دشمنان است و عزيز و غالب گشتم بر ايشان به بركت نامهاى خدا كه نيكويند و به بركت صفتهاى او[١] كه بلندند و بيرون آمدم و ظاهر گشتم[٢] بر دشمنان خود به عقوبت خدا عقوبتى بسيار سخت و عذابى بسيار شديد و خوار گردانيدم ايشان را و كوبيدم سرهاى ايشان را و پيچيدم گردنهاى ايشان را پس گرديد گردنهاى ايشان براى من فروتنىكننده زيانمند و نااميد است كسى كه مرا قصد بد نمايد و هلاك شده است كسى كه دشمنى نمود با من و منم قوّت دادهشده[٣] نعمت دادهشده ظفر يافتهشده يارى كرده شده به تحقيق كه كريم و عزيز ساخته است مرا كلمه[٤] تقوى و دست زدهام به دسته محكم[٥] و چنگ در زدهام من به دين اسلام[٦] قوى پس ضرر نمىرساند به من ظلم ستمكنندگان و نه مكر حيلهورزندگان و نه رشك رشك برندگان تا به آخر زمانه و هميشه پس نمىرسد بسوى من كسى و ضرر نمىرساند به من شخصى و توانايى ندارد بر من هيچ كس بلكه من مىخوانم پروردگار خود را و شريك نمىگردانم با او كسى را اى بسيار بخشنده تفضل نماى بر من به ايمن بودن و به سلامت بودن از دشمنان و حائل ساز ميان من و ميان ايشان فرشتگان
[١] -و ممكن است كه مراد از كلمات خدا پيغمبر و ائمه : باشند. و اللَّه يعلم
[٢] -و در بعضى از نسخهها« تجهّزت» به زاى نقطهدار است يعنى و تهيه گرفتم براى جنگ بر دشمنان يا آنكه و زخمدارهاى دشمنان را تمام كش نمودم. و اللَّه يعلم
[٣] -يا خوشحال ساخته شده
[٤] -بعضى از علما گفتهاند كه كلمه تقوى عبارت است از ايمان به خدا و اقرار به يگانگى او و بعضى ذكر نمودهاند كلمه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ است و بعضى گويند كه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ است و اين را كلمه تقوى گويند از جهت آنكه سبب و عمد در پرهيزكارى است و در حديث وارد شده كه از پيغمبر ٦ پرسيدند كدام است كلمه تقوى آن حضرت فرمودند: بدرستى كه فرستاد خداى تعالى به سوى من عهدى را در شأن على بن ابى طالب پس من گفتم اى پروردگار من بيان فرمائيد آن را فرمودند كه آيا مىشنوى. گفتم: بلى. فرمودند كه على آيه و علامت هدايت است و پيشواى اولياء است و نور براى كسى است كه مرا اطاعت كند و او كلمهاى است كه لازم است پرهيزكاران را كه اقرار نمايند به ولايت او هر كه مرا دوست مىدارد پس بايد كه على را دوست دارد و كسى كه مرا اطاعت كند بايد كه او را اطاعت كند. و اللَّه يعلم
[٥] -عروه دسته چيزى را گويند كه هر گاه خواهند كه آن را بردارند دست به آن زنند مانند دلو و كوزه و مجازا در هر چيز كه دست به آن زنند و متوسل به آن شوند استعمال مىشود و در اين مقام مراد ايمان به خدا و اقرار و اطاعت ائمه هدى : است كه محكمترين همه پيمانها است و در حديث وارد شده كه عروة الوثقى ايمان و نماز و زكاة و حج و عمره است. و اللَّه يعلم
[٦] -حبل در لغت به معنى ريسمان است، يا به قرآن يا به عهد و پيمان خداى تعالى. و اللَّه يعلم