ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٣ - ٧ - حرز حضرت امام حسين
زمين و از ضرر نمودن چيزى كه بيرون آيد از زمين و از شرّ چيزى كه فرود آيد از آسمان و چيزى كه بالا رود در آسمان و از ضرر هر چهار دست و پائى كه پروردگار من[١] گرفته است پيشانى او را[٢] بدرستى كه پروردگار من بر راه[٣] راست است و خداى تعالى بر هر چيز قادر و تواناست و نيست قدرتى و نه قوّتى مگر به خدا كه بلند مرتبه و بزرگ است و شفقت خدا باد بر [آقاى ما] محمّد و بر آل او همگى.
٦- حرز حضرت امام حسن ٧
حرزى از براى حضرت امام حسن ٧ به روايتى ديگر:
ابتدا مىكنم به نام خداى بخشنده مهربان خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم به حقّ منزله و مرتبه تو [كلمههاى تو] و به خصلتها[٤] كه سبب عزت تو [عرش تو] است و به ساكنان آسمانهاى تو و زمين تو و به پيغمبران تو و رسولهاى تو آن كه اجابت نمايى از براى من پس به تحقيق كه فرو گرفته است مرا[٥] از امر من سختى و دشوارى.[٦] بار خدايا بدرستى كه سؤال مىكنم ترا اين كه رحمت فرستى بر محمّد [و آل محمد] و آن كه بگردانى از براى من از شدت و تنگى من آسانى و فراخى را.
٧- حرز حضرت امام حسين ٧
ابتدا مىكنم به نام خداى بخشنده مهربان
[١] -أنت خ ل.( تو)
[٢] -گرفتن ناصيه كنايه از مغلوب بودن و مقهور بودن ايشان است.
[٣] -يعنى آنچه پروردگار من مىكند محض حكمت و موافق مصلحت و از روى علم و شعور و صواب است، و بر طريقه و نهج مستقيم است كه احتمال غلط در آن نمىرود.
[٤] -مراد از معاقد عزّك صفات و خصلتهائى است كه سبب عزّت و عظمت خداى تعالىاند، و احتمال دارد كه مراد انبيا و ائمّه : باشد زيرا كه ايشان محلّ انعقاد و ظهور عزّت خدايند و آنچه ثانيا مذكور گرديد تصريح به چيزى باشد كه اوّلا ضمنا فهميده شده است و معنى اوّل ظاهر است.
[٥] -احتمال دارد فاعل رهقني،« من امري» باشد بنا بر اين كه« من» زايده باشد.
[٦] -عسرا در اكثر نسخهها به نصب است كه تميز بوده باشد، و فاعل رهقني شىء مقدّر خواهد بود، و« من أمري» صفت آن. حاصل معنى آن كه به تحقيق كه پوشانيده و ملحق شده است مرا چيزى كه ناشى گرديده از امر من. از حيثيّت تنگى و شدّت، و مراد از امر در اين هنگام افعال بد و معاصى خواهد بود، يا آن كه پوشيده مرا چيزى كه آن چيز از امر من و متعلّق به من است، و در بعضى از نسخهها« عسر» به ضمّ است كه فاعل« رهقني» باشد و« من أمري» متعلّق به آن، آن كه پوشانيده مرا عسرت و تنگى كه ناشى و صادر گرديده از من. و اين ظاهرتر و أصح است. و اللَّه يعلم