ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٨٦ - و دعاهاى حضرت امام باقر ابو جعفر محمد بن على
گواهى مىدهم به آنكه نيست خدائى مگر خدا در حالى كه يكتاست نيست شريكى براى او و گواهى مىدهم به آنكه محمّد بنده اوست و فرستاده اوست ايمان آوردهام بخدا و به همه پيغمبران خدا و به همه آنچه فرستاده شدند[١] به آن پيغمبران خدا و آنكه وعده خدا حقّ است و رسيدن حساب و عقاب او حقّ است و راست گفته است خدا و رساندهاند پيغمبران همه احكام او را و جميع ستايش براى خداست كه پروردگار عالميان است و تسبيح مىكنم تسبيحى خدا را هر گاه تسبيح كند خدا را چيزى و چنان كه دوست مىدارد خدا آنكه تسبيح كرده شود و همه ستايش[٢] براى خداست هر گاه ستايش كند خدا را چيزى و همچنان كه دوست مىدارد خدا آنكه ستايش كرده شود و نيست خدائى[٣] مگر خدا هر گاه كه تهليل كند خدا را چيزى و چنان كه دوست دارد خدا آنكه تهليل كرده شود و خدا[٤] بزرگتر است هر گاه كه بزرگ شمارد خدا را چيزى و چنان كه دوست مىدارد خدا آنكه تكبير كرده شود خداوندا بدرستى كه سؤال مىكنم ترا اوائل نيكوئى را و آخرهاى آن را و راههاى آن را و پيشىگيرندههاى او و فايدههاى او و بركتهاى او را آنچه رسيده است به دانستن آن علم من و آنچه كوتاه است از شمردن آن فهم من خداوندا طريقه واضحى قرار ده براى من سببهاى شناخت خير [خودت] را و بگشاى براى من درهاى آن را و بپوشان مرا به بركتهاى رحمت خود و منّت گذار بر من به آنكه نگاهدارى مرا از زايل شدن از دين تو و پاك گردان دل مرا از شك و مشغول مساز دل مرا به دنياى من و به سبب زودى زندگانى دنياى من از دير آمدن ثواب آخرت من و مشغول گردان دل مرا به دانستن و نگاهداشتن آنچه را كه قبول نمىكنى[٥] از من نادانى آن را و آسان گردان براى گفتن حرف خير زبان مرا و پاك گردان دل مرا از ريا و جارى مگردان آن را در همه بندهاى استخوان من و بگردان عبادت مرا خالص و مخصوص از براى تو خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از شرّ و بدى و اقسام قبيحها و گناهها همه آنها ظاهر آنها و پنهان آنها و آنچه به غفلت سرزند از آنها و همه آنچه اراده نمايد مرا به آن شيطان منع كردهشده از رحمت و آنچه
[١] -يعنى ايمان آوردم به همه احكام و آيات و اوامر و نواهى كه به آنها پيغمبران فرستاده شدند. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى خدا را ستايش مىكنم.
[٣] -يعنى« لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» مىگويم.
[٤] -يعنى اللَّه اكبر مىگويم يا هر كلمه كه دلالت بر بزرگى خدا كند.
[٥] -يعنى آنچه را كه قبول نمىكنى و عذر مرا نمىشنوى كه من آن را نمىدانستم.