ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٢٤ - ك دعاهاى حضرت امام ابو الحسن على نقى
حكمهاى اهمال كرده شده را و طريقههاى مندرس شده را و جايهاى علوم تغيير يافته شده را و قرآنها و احاديث خواندهشده تبديل داده شده را و آيههاى تحريف و تغيير داده شده را و درسگاههاى ترك كرده شده را و محرابهاى دور و خالى از مردمان[١] و مسجدهاى خراب شده را و راحت بده به سبب هلاكت دشمن قدمهاى رنج كشيده شده را و سير گردان به سبب آن شكم به اندرون رفته[٢] بسيار گرسنه را و سيراب گردان به سبب آن كسانى را كه گوشتهاى دهن ايشان فاسد شده باشد[٣] و سيراب كن جگرهاى تشنه را و وارد ساز عذاب خود را به او در شبى كه[٤] نباشد مثلى براى آن شب در بدى و در ساعتى كه نباشد براى او آرامى و قرارى در آن ساعت[٥] و برسان به او مصيبتى را كه نباشد خوشحالى[٦] با آن مصيبت و بروى افتادنى را كه نباشد درگذرنده از آن و مباح گردان[٧] احترام و حرمت او را و تيرهنماى بر او نعمتهاى او را و بنماى به او قهر و غضب بزرگ خود را به عقوبت معيوبكننده خود را و توانائى خود را كه آن توانائى بالاتر از هر توانائى است و پادشاهى خود را كه آن غلبهكنندهتر از پادشاهى اوست و مغلوب گردان او را[٨] براى من به قوت تو كه قوى است و به كيد و عقوبت تو كه سخت است و نگاهدار مرا به سبب منع نمودن تو كه هر آفريدگارى در آن خوار است و مبتلا گردان او را به احتياجى كه غنى نگردانى تو او را[٩] و به بدى كه پنهان نكنى تو آن را و واگذار او را به سوى نفس خودش در آنچه اراده مىنمايد بدرستى كه تو كنندهاى مر آنچه را كه مىخواهى و خالى گردان او را[١٠] از قوّت از جانب تو و قدرت از جانب تو و محتاج گردان او را بسوى قدرت خودش و توانائى خودش و خوار و پست گردان حيله او را[١١] به مكر خود و برطرف كن اراده او را به سبب اراده خود و بيمار كن بدن او را و يتيم گردان فرزندان او را و كوتاه كن مدت عمر او را و بر نياور
[١]« جفا» در اصل به معنى دورى و زوال است و در اين مقام كنايه از خالى بودن از مردمان است. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى جماعتى كه از گرسنگى شكمهاى ايشان به اندرون رفته و به پشت ايشان چسبيده باشد. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى و سيراب گردان جماعتى را كه از بسيارى تشنگى همه گوشتهاى دهن ايشان فاسد شده باشد و ريخته باشد و اين كنايه از زيادتى تشنگى و آزار است. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى در شبى كه نباشد مانند آن شب در شدّت و بلا شبى ديگر يا آنكه در شبى كه نباشد براى آن شبى ديگر يعنى آخر شبهاى حيات و زندگانى او باشد. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى در ساعتى كه قرار و آرام نگيرد و در آن ساعت از شدّت آزار يا آنكه در ساعتى كه قرار نگيرد يعنى موجود نماند در آن ساعت و هلاك گردد. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى بعد از آن مصيبت او را ديگر خوشحالى بهم نرسد يعنى مصيبت او دائمى باشد و از او برطرف نشود و ممكن است كه« بكبّة» خوانده شود يعنى و بروى افتادنى كه نباشد از براى او برخاستنى. و اللَّه يعلم
[٧] -يعنى و برطرف نماى عزّت و احترام او را از ميان خلايق به حيثيتى كه از رسانيدن خفت و ضرر به او پروا نكنند يا آنكه و مباح گردان براى مردمان آنچه را كه او بر مردمان از چيزهاى مباح براى همه كس را حرام گردانيده است يا آنكه امور پنهان و پوشيده او را بر همه كس ظاهر گردان. و اللَّه يعلم
[٨] -باب افعال جهت صيرورت مفعول نيز آمده چنانچه گوئى« أحمدته» يعنى او را محمود گردانيدم. و اللَّه يعلم
[٩] -يا آنكه عوض ندهى تو او را يا آنكه اصلاح نكنى او را. و اللَّه يعلم
[١٠] -يعنى عطا مكن به او قوت و توانائى را كه از جانب تو باشد و اراده تو به آن تعلق گرفته باشد، بلكه او را محتاج كن به همان قوتى و قدرتى كه او دارد و لازمه وجود او است.
[١١] -يعنى برطرف گردان حيله او را.