ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٩٩ - ادعيه فرج و عافيت
گردانيدهاى تو آن حضرت را پناه از براى ترسناك و سپردهاى تو به او علم آنچه را كه بوده است و آنچه را كه مىباشد پس برطرف كن آزار مرا و نجات ده مرا از اين بليّه و برسان بسوى آنچه به تحقيق كه بخشيدهاى تو آن را به من از سلامتى از جانب خود و رحمت خود كه بريده است اميد من مگر از تو اى خداى من اى خداى من اى خداى من.
راوى گويد كه پس آن مرد بيرون رفت. بعد از چند روز به خدمت آن حضرت رسيد، بر او چيزى باقى نمانده بود از آزارهائى كه بر او ديده بوديم.
و ايضا راوى گويد كه و به ما حضرت ابو عبد اللَّه امر كرد آنكه ما اين حكايت را از مردمان پنهان كنيم و فرمودند كه: من پدرم را خبر دادم به آنكه آن مرد شفا يافت. پس پدرم فرمود كه اى فرزند هر كسى كه به بلائى مبتلا شود و آن را از مردمان پنهان كند و به سوى خداى تعالى شكوه نمايد كه بر خداى تعالى لازم خواهد بود كه او را از اين بلا عافيت دهد هر گاه آن دعا را بخواند كه مذكور شد.
٢- و از جمله دعاها دعائى است كه آن را در مجموعهاى يافتم آنكه: عقبة بن اسماعيل حضرمى از هر دو چشم نابينا گرديد. پس در خواب ديد كه شخصى به او گفت: اين دعا را بخوان. پس چون اين دعا را خواند، به او نور چشم او برگشت و دعا اين است:
اى نزديك اى اجابتكننده اى شنونده دعا اى آن كسى كه دانا و قادر است به آنچه مىخواهد برگردان به سوى من نور چشم مرا.
٣- و ايضا ابن طاوس گويد كه: به خط رضى الدّين آوى قدس اللَّه روحه اين عبارت را ديدم كه اين دعائى است كه آن را پيغمبر ٦ به شخصى اعمى تعليم كرده است. پس خداى تعالى به سوى او نور چشم او را برگردانيد. آن حضرت فرمودند كه: بايد كه دو ركعت نماز گذارى و اين دعا را بخوانى. پس آن شخص بجاى آورد آنچه را كه به او فرمودند و هنوز از موضع خود برنخاسته بود كه خداى تعالى نور چشم او را برگردانيد و دعا اين است:
خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا و مىخوانم ترا و خواهش مىكنم بسوى تو و روى مىآورم بسوى تو به وسيله پيغمبر تو كه محمّد است و پيغمبر رحمت است اى محمّد بدرستى كه روى مىآورم به وسيله تو بسوى خدا كه پروردگار تو و پروردگار من است از جهت آنكه برگرداند به سبب تو بر من روشنى چشم مرا.
٤- و ايضا ابن طاوس گويد كه در جلد اوّل از كتاب تجمل در ترجمه محمّد بن جعفر بن عبد اللَّه بن يحيى بن خاقان عبارتى را ديدم كه معنى آن اين است كه: نور چشم شخصى ضعيف شد. پس در خواب ديد كه به او گفتند كه اين كلمات را بخوان و دستهاى خود را بر چشمهاى خود بمال و بعد از آن آية الكرسى را بخوان. راوى گويد: پس آن مرد چنان كرد، چشمهاى او خوب شد و مكرر ديگران نيز اين را تجربه نمودند و كلمات اين است: