ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٩٧ - ٤ - قنوتهاى حضرت امام ابو جعفر محمد باقر
را و مددكارى از محكم كارى [استوار كارى] را تا به وقت جارى شدن خواهش تو در كسى كه نيكبخت گرانيدهاى[١] او را و در كسى كه بدبخت نمودهاى او را از مخلوقات تو و منّت گذار بر ما به رضامندى مر لازمهاى از قضاهاى تو را و به فرو بردن مر واردشوندهها از قدرهاى ترا و ببخش به ما دوستى مر آنچه را كه دوست مىدارى تو آن را در دنيا و در آخرت و در تعجيل كردهشده به آن و در تأخير نموده شده به آن و ببخش به ما اختيار نمودن مر آنچه اختيار نمودهاى تو آن را در نزديك گردانيده شده[٢] و در دور نموده شده[٣] و خالى مگذار ما را خداوندا با وجود اينها از بخششهاى مهربانى خود و از رحمت خود و از كفايت نمودن تو و از نيكويى محافظت نمودن تو به حق جود تو و بخشش تو.
ب: و آن حضرت در قنوت خود اين دعا را خواندند:
اى كسى كه مىداند خطوركنندههاى در خاطرها را از امرهاى پنهان و مىداند پوشيدههاى در دلها را و مىداند حقيقتهاى خطوركنندهها را. اى كسى كه او مر هر پنهانى را حاضر است[٤] و مر هر فراموششدهاى را دانا و متذكّر است[٥] و بر همه چيز تواناست و به سوى همه نظركننده است و دور و دراز است[٦] زمان مهلت و نزديك است اجل و ضعيف است عمل و به شك انداخته است[٧] طول امل و حاضر شده است انتقال به آخرت و تو اى خداوندا هستى در آخر چنانچه بودهاى تو در اوّل، خلقكنندهاى بىماده [هلاككنندهاى] آنچه را كه ايجاد نمودهاى تو آن را، مىگردانى تو ايشان را به سوى كهنگى[٨] و مىاندازى بر گردن خلايق كارهاى ايشان را و
[١] -يعنى كسى كه علم ازلى تو تعلق گرفته باشد و دانستهاى تو كه نيكبخت است او يا بدبخت يا آن كه شخصى كه تو او را تفضّل نموده و توفيق دادهاى كه مرتكب امور خير گردد و نيكبخت شود و كسى را كه نظر لطف و شفقت خود را از او باز داشتهاى او را به خودش باز گذاشتهاى پس آن شخص به اختيار خود مرتكب امور شرّ گرديده بدبختى را اختيار نموده است و امثال اين فقره در دعا و احاديث بسيار است و از اين نعوذ باللَّه جبر لازم نمىآيد. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى چيزى را كه نزديك نمودهاى زمان رسيدن به آن را، يعنى در دنيا. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى چيزى را كه دور نمودهاى وقت وصول آن را يعنى در آخرت پس اين هر دو فقره تاكيد سابق خواهند بود، و محتمل است كه مراد از مستقرب و مستبعد هر دو نعمتهاى دنيوى باشد، يعنى آنچه موعد آن نزديك است و آنچه موعد آن دور است يعنى در دنيا. و اللَّه يعلم
[٤] -يا آن كه هر پنهانى را حاضر سازنده است.
[٥] -يا آن كه هر فراموش فراموششدهاى را يادآورنده است. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى زمان مهلت دادن تو بندگان را از عقاب نمودن و ثواب دادن و مؤاخذه نمودن، دور و ممتدّ است. و اللَّه يعلم
[٧] -يعنى بسيارى و درازى آرزوها به شك مىاندازد كه گويا هرگز كسى نمىميرد و اعتقاد به مرگ ندارد. و اللَّه يعلم. مترجم گويد كه: به حسب ظاهر اين نسخه بهتر است، و ليكن چون نسخه اصل بيشتر بود، لهذا بناء اصل را بر آن گذاشت. و اللَّه يعلم
[٨] -مراد كهنه شدن بدن و ريختن گوشت و پوست و استخوانها از يك ديگر به سبب مرگ است. و اللَّه يعلم