ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٠٠ - ط دعاهاى حضرت امام على بن موسى الرضا
كه اى پروردگار من تو گرفتهاى پيش سر او را[١] بدرستى كه تو بر راه راستى خداوندا پس به حق وسيله جستن من به ايشان[٢] بسوى تو و نزديكى جستن من به وسيله دوستى ايشان و متحصن شدن من به اقرار به امامت ايشان بگشاى بر من در اين روز درهاى روزى از جانب خود را و پهن كن بر من رحمت خود را و دوست گردان مرا[٣] به سوى مخلوقات خود و دور گردان مرا از كينه ايشان و دشمنى ايشان بدرستى كه تو بر همه چيز بسيار توانائى خداوندا و از براى هر[٤] وسيله جويندهاى ثوابى هست و از براى هر صاحب شفاعتى حقّى هست پس سؤال مىكنم ترا به حقّ آن كسى كه گردانيدهام او را بسوى تو سبب و وسيله خود و پيش داشتهام او را پيش حاجت خود آنكه بشناسانى به من بركت روز مرا[٥] اين روز و ماه مرا اين ماه و سال مرا اين سال خداوندا و ايشانند محلّ پناه من و محلّ يارى من در حال سختى من و در رفاهيّت من و در حال سلامتى من و در بلاى من و در خواب من و در بيدارى من و در سفر من و در حضر من و در حالى دشوارى من و آسانى من و در ظاهر من و در پنهانى من و در وقت صباح داخل شدن من و در شام من و در بازگشت[٦] و در قرار من[٧] در نهان من و آشكار من خداوندا پس نااميد مگردان مرا به بركت ايشان از بخشش خود و مبر اميد مرا از رحمت خود و مأيوس مكن مرا از راحت از جانب خود و مبتلا مكن و امتحان مكن مرا به بستن درهاى روزيها و بند شدن [و بند كردن] راههاى آنها بر من و مسدود شدن طريقهاى آنها بر من[٨] و بگشاى براى من از نزد خود گشودن آسانى و بگردان براى من از هر تنگى و شدّتى بيرون رفتنى را و به سوى هر گشادگى راهى را بدرستى كه تو رحمكنندهترين رحمكنندگانى و رحمت فرستد خدا بر محمّد و بر آل او كه پاكان و پاكيزگانند [آمين اى پروردگار جهانيان].
[١] -يعنى مسخر و مقهور تو و در قبضه اختيارت است چنانچه مكرر گذشت.
[٢] -يعنى به حضرت محمد و ائمه هدى :
[٣] -يعنى مردم را دوست من گردان.
[٤] -يعنى و از اين جهت كه من ائمه : را وسيله خود گردانيدهام متوقع و مستحق ثواب از جانب تو هستم. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى به بركت اين روز و اين ماه و اين سال به من ببخش چنان كه بر من مبارك باشند و بركت آنها بر من ظاهر شود. و اللَّه يعلم
[٦] -يا در حال تغيير و حركت من يعنى در دنيا
[٧] -يا در حال ثابت و دائمى بودن من يعنى در آخرت
[٨] -تأكيد سابق است.