ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٩٣ - ادعيه اسم اعظم
راوى گويد كه هنوز صبح طلوع نكرده بود كه براى يعقوب پيراهن يوسف را آوردند.
٢٤- و از تذييل محمّد بن نجار در ترجمه احمد بن محمّد بن علىّ حربى به سندهاى خود از اسماء دختر زيد روايت شده است كه گفت: حضرت رسول ٦ فرمودند كه: اسم خدا اعظم در اين دو آيه است: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ و إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ «اوست خدا نيست خدائى مگر او كه زنده بخود برپاست» و «خداى شما خدائى است يگانه».
٢٥- و از جمله روايتهائى كه در اسم اعظم خداى تعالى وارد شده است روايتى است كه به سندهاى ما تا محمّد بن حسن صفّار مروى است و او به سندها تا ابو الجارود از زيد بن علىّ نقل نموده است كه گفت: بدرستى كه امّ سلمه از رسول خدا ٦ از اسم اعظم خدا پرسيد. پس حضرت از او روى گردانيدند و ساكت شدند. تا آنكه آن حضرت بر امّ سلمه داخل شدند و حال آنكه او در سجده بود و اين كلمات را مىخواند:
خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا بنامهاى تو كه نيكويند بحقّ آنچه دانستهام از آنها و بحقّ آنچه ندانستهام آن را و سؤال مىكنم ترا بحقّ نام تو كه بزرگترين نامها است آن نامى كه هر گاه خوانده شوى تو به آن نام اجابت مىكنى تو و هر گاه سؤال كرده شوى به آن نام مىبخشى تو پس بدرستى كه براى توست ستايش نيست خدائى مگر تو كه بخشنده و تازه پديد آورنده آسمانها و زمينى تو اى صاحب بزرگى و بخشش.
پس آن حضرت فرمودند كه: اى امّ سلمه تو اسم اعظم را يافتى كه آن را از خداى تعالى سؤال نموده بودى.
٢٦- و از جمله روايتها در اسم اعظم روايتى است كه ما آن را در كتاب «اغاثة الدّاعى» ذكر نموديم و ما آن را در اين كتاب نيز ذكر مىكنيم چون كه ما بسيارى از روايات را ذكر نموديم كه در اسم اعظم وارد شدهاند. پس گوئيم كه در كتاب كهنهاى اين عبارت را از على بن عيسى علوى يافتيم كه گفت: از احمد بن عيسى علوى شنيدم كه مىگفت: به من ابو عيسى بن زيد از پدر خود زيد از جدّ خود حضرت علىّ بن الحسين ٧ حديث نمود كه فرمودند: خداى تعالى را بيست سال سؤال كردم آنكه به من اسم اعظم را تعليم كند. پس در شبى ايستاده بودم و نماز مىكردم. پس چشمهاى من بخواب رفت و ديدم كه جدّم رسول خدا ٦ از برابر من مىآمد و چون نزديك به من آمد ما بين دو چشم مرا بوسيد و گفت از خداى تعالى چه چيز سؤال كردهاى؟ من گفتم: اى جدّ بزرگوار من، از خداى تعالى سؤال نمودهام آنكه مرا اسم اعظم خود را تعليم كند. آن حضرت فرمودند كه: اى پسر من اين دعا را بنويس. من گفتم كه و اين را بر كجا بنويسم؟ فرمودند كه: به انگشت خود بر كف دست خود بنويس، پس دعا كن به آنچه خواهى و دعا اين است:
اى خدا اى خدا اى خدا در حالى كه يگانهاى تو يگانهاى تو نيست شريكى براى تو توئى بخشنده تازه پديد آورنده آسمانها و زمين توئى صاحب بزرگى و بخشش و صاحب نامهاى بزرگ و صاحب عزت كه مغلوب نمىگردد و خداى شما خداى يگانه است نيست خدائى مگر او كه بخشنده مهربان است