ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٩٣ - ط دعاهاى حضرت امام على بن موسى الرضا
گريزان و دورشوندگان گويا كه ايشان خرهاى وحشى رمكنندهاند كه گريختهاند از شيران، كوتاه است دستهاى ايشان از رسيدن به من و كور است ديدههاى ايشان از ديدن من و گنگ است زبانهاى ايشان از ياد كردن من و غافل است عقلهاى ايشان از شناختن من و ترسيده است دلهاى ايشان و لرزيده و مضطرب است پهلوهاى ايشان[١] و نفسهاى ايشان از ترس من به بركت خدائى كه نيست خدائى مگر او اى خدا اى كسى كه نيست خدائى مگر او كند كن تندى حمله سپاه ايشان را و بشكن شأن و شوكت ايشان را[٢] و سرنگون كن سرهاى ايشان را و كور كن چشمهاى ايشان را پس گرديد گردنهاى ايشان براى من فروتنىكنندگان و گريخت سپاه ايشان و برگشتند در حالى كه بودند پشتكنندگان زود باشد كه گريخته شوند همه كافران و برگردانند پشتهاى خود را بلكه روز قيامت وعدهگاه عذاب ايشان است و عذاب قيامت سختتر و تلختر است و نيست فرمودن[٣] قيام قيامت مگر مثل نگاه كردن چشم، فايق آمدم و غلبه نمودم بر ايشان به بركت بلندى خدا كه بود آنكه غلبه مىنمود به بركت آن بر دشمنان على ابن ابى طالب كه صاحب جنگهاى عظيم و سرنگونكننده علمهاى كافران و هلاككننده سركردههاى دشمنان است و پناه بردم به نامهاى خدا كه نيكويند و به بركت صفتهاى او[٤] كه بلندند و غلبه نمودم من بر دشمنان خودم به عقوبت كردن بسيار سخت و عذابى بسيار شديد و ذليل و خوار كردم ايشان را و كوبيدم سرهاى ايشان را و گرديد گردنهاى ايشان براى من فروتنىكننده پس زيانمند و نااميد باشد كسى كه قصد نمود مرا و هلاك باشد كسى كه دشمنى نمود با من و منم قوّت دادهشده[٥] يارى كرده شده و ظفر يافته شده و صاحب تاج كرامت و نعمت داده شده و به تحقيق كه ملازم شدم من كلمه[٦] تقوى و پرهيزكارى را و دست زدهام من به دسته محكم[٧] و چنگ در زدهام من به دين اسلام[٨] كه از جانب خدا و قوى است پس ضرر نمىرساند به من مكر مكركنندگان و رشك رشك برندگان تا به آخر زمانه[٩]
[١] -يا رگهاى گردن ايشان
[٢] -شوكت به معنى تندى و آراستگى يراق و اسلحه جنگ است.
[٣] -يعنى خلق كردن خداى تعالى قيامت را مانند نگريستن چشم است از بالا به پايين يا به عكس در زودى و آسانى.
[٤] -و ممكن است كه مراد از كلمات خداى تعالى، پيغمبر و ائمه : باشند. و اللَّه يعلم
[٥] -يا خوشحال ساخته شده.
[٦] -مراد به كلمه تقوى ايمان به خدا و اقرار به يگانگى او است يا كلمه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ است يا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ است يا اقرار به خلافت و امامت حضرت امير المؤمنين و اولاد او : است چنان كه سابقا مفصلا حديث آن مذكور شد. و اللَّه يعلم
[٧] -مراد از عروة الوثقى ايمان به خدا و اقرار و اطاعت ائمه : است كه محكمترين همه پيمانها است و در حديث وارد شده كه عروة الوثقى ايمان و نماز و زكاة و حج و عمره است چنانچه سابقا مذكور شد. و اللَّه يعلم
[٨] -حبل در لغت به معنى ريسمان است.
[٩] -يعنى دائما و هميشه.