ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٧٥ - ه دعاهاى حضرت امام زين العابدين على بن الحسين
كه نيست چنين كه شما مىگوئيد بدرستى كه با من است پروردگار من زود باشد كه بنمايد به من راه نجات را، موسى مترس بدرستى كه تو از جمله امان يافتگانى بدرستى كه من چنانم كه نمىترسند نزد من فرستادهشدگان نيست خدائى مگر خدا كه پروردگار عرش بزرگ است اى موسى پيش آى و مترس بدرستى كه تو از امان يافتگانى گفت خداى تعالى زود باشد كه قوى كنيم بازوى ترا به برادر تو[١] و بگردانيم براى شما حجّتى و قدرتى را پس نرسند ايشان[٢] به سوى شما به سبب قدرت و معجزه ما، شما هر دو و كسى كه پيروى نمايد شما را غلبهكنندگانيد و هر آينه به تحقيق كه منّت گذارديم ما[٣] بر موسى و هارون و رهانيديم ايشان را و گروه ايشان را از اندوه بزرگ و يارى نموديم ايشان را پس بودند ايشان غلبهكنندگان و افكندم من بر تو اى موسى دوستى را (در دل مردمان) از جانب خود[٤] تا آنكه پروريده شوى بر نظر من وقتى كه مىرفت خواهر تو به خانه فرعون پس مىگفت آيا راهنمائى كنم شما را بر اهل خانهاى كه بپرورند و محافظت نمايند موسى را براى شما و باشند ايشان براى او نيكخواهان پس بازگردانيديم ما موسى را بسوى مادرش تا آنكه روشن شود چشم او و نباشد اندوهناك و كشتى تو اى موسى كافرى را پس خلاص كرديم ترا از غم و اندوه و آزموديم ترا آزمودنى و گفت پادشاه مصر كه بياوريد نزد من يوسف را تا آنكه انتخاب نمايم او را براى صحبت و رجوع مهمات خود پس چون سخن گفت با او گفت بدرستى كه تو امروز در نزد ما صاحب قدر و منزلتى و معتمدى در امور بدرستى كه من اعتماد نمودهام بر خدا كه پروردگار من و پروردگار شماست نيست از حركتكنندهاى مگر آنكه خدا فراگيرنده است پيش سر آن را بدرستى كه پروردگار من بر راه راست است.
٤- و از آن جمله دعاى ديگر است از براى مولاى ما حضرت امام زين العابدين ٧ ابو حمزه[٥] ثمالى رحمة اللَّه عليه گفته كه يك بارى دست پسرم شكست. پس او را به نزد يحيى ابن عبد اللَّه شكسته بند بردم. پس به آن شكسته نگاه كرد و گفت اين را شكستگى بسيار سوئى مىبينم. پس به غرفه بالا خانه رفت كه دستمالى و
[١] -يعنى برادر ترا معين و ناصر و مددكار تو گردانيم.
[٢] -يعنى مستولى نشوند و دست نيابند بر شما پس برويد به جانب ايشان. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى انعام فرمودهايم ما بر موسى و هارون به نعمت نبوت و رسالت يا آنكه مراد مطلق نعمت دنيوى و اخروى است. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى ترا دوست مردمان گردانيدم و تخم محبت ترا در دلهاى مردمان كاشتم به حيثيتى كه هر كه ترا ديد نتوانست بر مفارقت تو صبر نمايد، از اين جهت فرعون نيز ترا دوست مىداشت و پروريد ترا. و اللَّه يعلم
[٥] -ابو حمزه ثمالى از اصحاب سيد الساجدين و از جمله راويان احاديث و معتبر است. و اللَّه يعلم