ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٠٣ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
ضايع نمودهام من نه بزرگ از حقّ ترا و نفس خود را ستم نمودهام من و از براى رحمت تو اينك اميدوارم و به تو ايمان آوردهام و بر تو اعتماد نمودم و بسوى تو بازگشت و توبه نمودم و زارى كردهام پس رحم كن درويشى و احتياج مرا بسوى تو و به سر درآمدن و افتادن به گونه روى خود را و حيرانى مرا در بدى گناهان من بدرستى كه تو رحمكنندهترين رحمكنندگانى اى شنواترين خواندهشدگان و بهترين اميدداشتهشدگان و حليمترين تغافلكنندگان و چشم پوشندگان و نزديك فرياد رسندگان مىخوانم ترا در حالى كه طلب فريادرس كنندهام از تو فريادرس طلب كردن شخص سرگردان و مأيوس گشتهشده از فريادرسى مخلوقات تو پس كرم نماى به بخشش خود بر ناتوانى من و بيامرز به گنجايش رحمت خود بزرگهاى گناهان مرا و ببخش به من زود رسنده از احسان خود را بدرستى كه تو بخشندهترين بخشندگانى نيست خدائى مگر تو منزّهى تو بدرستى كه من هستم از جمله ستمكنندگان اى خداى اى يكتاى، اى خداى اى هميشهاى اى كسى كه نزائيده و زائيده نشده است و نبوده و نيست براى او مانند كسى خداوندا عاجز نموده است مرا مطلبها و تنگ شده است بر من راهها[١] و دور كردهاند مرا بيگانهها و دلگير نمودهاند مرا خويشان و توئى اميد داشته شده هر گاه بريده شود اميدها و توئى يارى طلب كرده شده هر گاه عظيم گردد بلا و توئى پناه در سختى و آسانى پس برطرف نماى اندوه شخصى را كه هر گاه به ياد اندازد او را ناميدى بديهاى أو مأيوس كرد از رحمت تو نااميد مگردان مرا از رحمت خود اى رحمكنندهترين رحمكنندگان.
١٤- دعاى حرز يمانى كه به دعاى سيفى مشهور است به روايتى ديگر.
علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد طاوس مؤلّف اين كتاب رحمه اللَّه گويد كه: اين دعاى مشهور به حرز يمانى را يافتم به روايتهاى ديگر كه با روايت سابق اختلاف داشت و در اين زيادتىها نسبت به سابق بود. پس دوست داشتم كه اين دعا را به هر دو روايت ضبط نمايم و الفاظ روايت ديگر اين است كه او را يافتهام: حديث نمود به ما شريف ابو الحسن زيد بن جعفر علوى[٢] محمّدى كه اين دعا را بر ابو الحسن محمّد بن عبد اللَّه بن بساط خواندم و او گفت كه روايت نمود به ما مغيرة بن عمر بن وليد عزرمى مكّى در مكّه به عنوانى كه خواندم آن را بر او و گفت كه روايت نمود به ما ابو سعيد مفضّل بن محمد حسينى به عنوان قرائت كردن بر او و او گفت كه حديث نمود به ما ابو اسحق ابراهيم بن محمّد شافعى و محمّد بن يحيى بن ابى عمر عبدى و آن هر دو نقل نمودند از فضيل بن عياض از عطاء بن سايب از طاوس از ابن عبّاس كه گفت روزى در خدمت حضرت امير
[١] -راههاى معاش و زندگانى يا راههاى تحصيل آخرت و نجات از عذاب تو. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى از اولاد حضرت رسالت پناهى و حضرت امير المؤمنين على عليه الصلاة و السّلام است.