ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢١٦ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
دادهام و اين را از ناس پنهان نماى. پس سلمان گفت: و از چه جهت فرموديد كه اينها را پنهان نمايم؟ آن حضرت فرمودند:
از جهت آنكه مىترسم مردمان همه عبادت را واگذاردند و به اين دعا اعتماد نمايند. پس سلمان گفت: خبر مىدهيد مرا به آنچه فرموديد؟ آن حضرت فرمودند كه: بلى ترا خبر مىدهيم. اى سلمان بدرستى كه هر كس اين دعا را بخواند و حال آنكه از آن در زمان حيوة همه گناهان كبيره صادر شده باشد پس بميرد در همان روز يا شب كه اين دعا را خوانده باشد، شهيد مرده خواهد بود و اگر چه اى سلمان آن شخص بر غير توبه بميرد كه خداى تعالى همه گناهان او را به كرم خود و عفو خود[١] مىآمرزد و دعا اين است: ابتدا مىكنم بنام خداى بخشنده مهربان جميع ستايش از براى خداست كه نيست خدائى مگر او پادشاه است براستى، ظاهر است قدرت او (و آيات او) تدبيركننده است بدون وزيرى و نه آفريدهاى از بندگان خود كه مشورت نمايد از او اوّل همه چيزهاست تغيير يافته نمىشود[٢] [وصف نمىشود] باقى است بعد از برطرف شدن خلايق بزرگ است پروردگارى او روشنى بخش آسمانها و زمين است [و زمينهاست] و خلقكننده آنها است و از نو پديد آورنده است آنها را بدون ستونى [كه آن را ببينند]، موجود نمود آنها را [و شكافت آن دو را شكافتنى پس آسمانها مطيعان بفرمان اويند] پس ثابت گرديدند و قرار گرفتند زمينها به ميخهاى خود[٣] در بالاى آب پس بلند است مرتبه[٤] پروردگار ما در آسمانهاى بلند خداى بخشنده بر عرش مستولى و قادر است از براى اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و آنچه ما بين آنها است و آنچه در زير خاك است پس من گواهى مىدهم به آنكه تو توئى خدا نيست بلندكنندهاى براى آنچه پست كردهاى او را و نيست پستكنندهاى براى آنچه بلند نمودهاى آن را و نيست عزيز سازندهاى براى كسى كه خوار كرده باشى او را و نيست خواركنندهاى براى كسى كه عزيز نموده باشى او را و نيست منعكنندهاى براى آنچه بخشش نموده باشى آن را و نيست بخشندهاى براى آنچه منع كرده باشى آن را و توئى خدا نيست خدائى مگر تو بودهاى موجود در هنگامى كه نبوده است آسمانى بنا گذاشته شده و نه زمينى پهن
[١] -مترجم گويد: كه سند شرح اين دعا در نزد اين فقير بىبضاعت چندان صحّتى ندارد و اعتماد كردن به امثال اينها بسيار مشكل است. و اللَّه يعلم
[٢] -يا آنكه برگردانيده نمىشود از آنچه در او است. يا از اراده خود. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى به كوهها كه به منزله ميخها هستند براى زمين چنانچه وارد شده كه اگر كوهها بر روى زمينى نمىبود هر آينه زمين به سبب راه رفتن حيوانى بر روى او حركت مىنمود.
و اللَّه يعلم
[٤] -زيرا كه خداى تعالى خالق آسمان بلند است و شك نيست كه مرتبه فاعل و خالق البتّه بايد كه بلندتر از مرتبه معلول و مخلوق باشد و الّا لازم آيد كه پست و ضعيف علّت باشد از براى بلند مرتبه قوىّ و اين خود نزد عقلا محال و غير جايز است. و اللَّه يعلم