ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٢٨ - دعاى عبرات
خونها خداوندا پس طلب مىكنم محافظت را و نگاهداشتى را براى نهالهائى كه[١] كاشتن آنها و آب دادن آنها به دست قدرت خداست و خلاصى آنها به داخل شدن در بهشت است از آنكه باشند آنها كه به دست شيطان قطع شوند و به تبر او بريده[٢] و از بيخ شكسته شوند اى خداى من پس كيست بهتر از تو به آنكه باشد از حرام تو منعكننده و كيست سزاوارتر از تو به اينكه باشد از قورى تو دوركننده اى خداوند من بدرستى كه امر من بدرستى كه به هول انداخته است مرا[٣] پس آسان گردان آن را و درشت است آن پس نرم گردان آن را بدرستى كه دلها بتحقيق كه ترسيدهاند پس تسلّى كن آنها را و نفسها خون و اضطراب نمودهاند پس آرام ده آنها را اى خداى من اى خداى من تلافى كن قدمهائى را كه لغزيدهاند و عقلهائى را كه در بيابانهاى حيرت گمراه شدهاند اگر پس افتد و تاخير شود [از جهت آنكه ديدهاند][٤] درست كردن تو شكستهاى آنها را و دير شود رها كردن تو گرفتارشده آنها را و پناه دادن تو پناه آورندگان آنها را، زيان مىرساند[٥] ضرر و بلا به شخص ضرر رسيده شده[٦] و اجابت مىكند[٧] خواننده او را به عذاب و هلاكت پس آيا وامىگذارى تو آن مضرور را اى مولاى من آنكه بگردد شكار و طعمه از براى بلا و حال آنكه او از تو اميدوار است يا آنكه آيا فرو مىرود در درياى اندوهها و حال آنكه او به سوى تو پناه آورنده است اى مولاى من هر آينه اگر چه هستم من كه تعب قرار نمىدهم[٨] بر نفس خود در پرهيزكارى و نمىرسم من در بار كردن بارهاى فرمانبردارى را بر نفس خود به مرتبه[٩] خشنودى تو و نيستم من داخل در ميان گروهى كه ترك كردند دنيا را دنيا را پس ايشان خشكيده[١٠] شكمهايند از گرسنگى خشكيده لبانند از تشنگى ضعيف چشمانند از جهت گريه بسيار بلكه هستم من كه آمدم ترا در حالى كه متلبّسم من به سستى
[١]« غرسة» به معنى نهال درخت خرما است كه از پاى درخت بزرگ سبز شود و از آن جا جدا سازند و به موضعى ديگر بنشانند چنانچه جوهرى در صحاح گفته و در اين مقام كنايه از افراد انسان است چه تشبيه آدمى به نخل خرما مشهور است. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى نگاهداشتن از اين را طلب مىكنم كه به دست شيطان آن نهالها قطع شوند.
[٣] -يا آنكه هجوم آور شده است، يا آنكه پياپى وارد مىشود.
[٤] -و ممكن است كه« أن رأت» خوانده شود چنانچه در بسيارى از نسخهها است به تقدير لام حرف جر در كلمه« أن» و در اين هنگام« أجحف الضّر بالمضرور» كلام به سر خود خواهد بود يعنى تو قدمهائى را تدارك كن كه لغزيدهاند و عقلهائى را كه گمراه شدند از جهت آنكه ديدهاند كه كار تو درست كردن شكستها و رها كردن اسيرها و پناه دادن پناه آورندگان است. يعنى به سبب اين خاطر جمعى و اعتماد بر تو چنين شدند پس تو نيز درست نماى شكستهاى آنها را و پناه ده پناه آورنده ايشان را. و اللَّه يعلم
[٥] -يا آنكه ضرر رسانيده است و اين معنى بنا بر نسخه است كه« أن رأت» خوانده شود و بر اين قياس خواهد بود كلمه« لبّى». و اللَّه يعلم
[٦] -مراد از مضرور شخصى است كه دعا مىخواند.
[٧] -يا آنكه و اجابت كرده است
[٨] -يعنى مشقت پرهيزكارى را بر خود نمىگذارم. و اللَّه يعلم
[٩] -يعنى و به مرتبه خشنودى تو نمىرسم به سبب آنكه فرمان بردارى ترا مىكنم. و اللَّه يعلم
[١٠] -يعنى از گرسنگى شكمهاى ايشان به اندرون رفته است و خشك شده است.