ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٣٨ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
مخصوص مىگرداند به رحمت خود كسى را كه مىخواهد و خدا صاحب زيادتى بخشش بزرگ است و فرود مىآوريم ما[١] از قرآن آن چيزى را كه او شفا دهنده است بيمارى را و بخشش است براى مؤمنان و هر گاه[٢] مىخوانى تو (اى محمد) قرآن را مىگردانيم ميان تو و ميان آن جماعتى كه ايمان نمىآوردند به آخرت پردهاى پوشيده شده[٣] و گردانيديم ما بر دلهاى ايشان پوششها كه مبادا بفهمند قرآن را و گردانيديم در گوشهاى ايشان گرانى را و هر گاه يادآورى نمايى تو پروردگار خود را در قرآن كه يگانه است او و باز گردند كافران بر پشتهاى خود در حالى كه نفرتكنندگانند آيا پس ديدهاى تو كسى را كه فرا گرفت خداى خود را از روى خواهش خود و واگذاشت در گمراهى او را خدا بر دانش ازلى و مهر نهاد بر گوش او و بر دل او و گردانيد بر چشم او پردهاى پس كيست كه راه نمايد آن كس را بعد از بازگذاشتن خدا او را آيا پس پند نمىگيريد شما اى كافران، كافران آن جماعتند كه مهر نموده است خدا بر دلهاى ايشان و بر گوشهاى ايشان و بر چشمهاى ايشان و آن جماعت ايشانند بىخبران از عذاب خدا و گردانيديم ما از پيش روى ايشان حاجبى را و از عقب سر ايشان مانعى را پس پوشانيديم ما چشمهاى ايشان را پس ايشان نمىبينند چيزى را و نيست تهيه اسباب من مگر بخدا بر او اعتماد كردهام و به سوى او بازگشت مىنمايم و مباش اندوهناك (اى محمد) بر إعراض كافران و مباش تو در دلتنگى از آنچه حيله مىكنند ايشان بدرستى كه خدا با آن جماعتى است كه پرهيزگارند و با آن جماعتى كه ايشان نيكوكارانند و گفت پادشاه مصر كه بياوريد براى من يوسف را تا آن كه خالص گردانم او را از براى مهمّات خود پس چون آمد و سخن گفت با او گفت عزيز بدرستى كه تو امروز در نزد ما در نهايت تقرّبى و امين بر چيزها، و پست و ضعيف شود آوازها در روز قيامت از جهت خوف از خدا پس نشنوى تو در آن روز مگر آوازى آهسته پس زود باشد كه كفايت نمايد از شرّ ايشان خدا و اوست شنوا و بسيار دانا بدرستى كه من اعتماد نمودهام بر خدا كه پروردگار من و پروردگار شماست نيست هيچ حركتكنندهاى مگر آنكه خدا فرا گرفته است پيش سر آن را بدرستى كه پروردگار من بر راه راست است و خداى شما خداى يگانه است
[١] -مانند سوره فاتحه يا آيات شفا يا همه قرآن كه مرض جهل و نادانى را شفا دهنده است. و اللَّه يعلم
[٢] -اين آيه در اوّل كتاب گذشته و به تاويل آن اشاره شده.
[٣] -مستور كنايه است از مبالغه در ساتر بودن يعنى آن قدر ساتر است كه گويا بعضى از اجزاء آن از بعضى ديگر مستور است. يعنى بسيار ضخيم و غليظ است. و اللَّه يعلم