ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٩٩ - ط دعاهاى حضرت امام على بن موسى الرضا
كردن آن فضيلتها را از متحمّلشوندگان و نقلكنندگان آنها و باور نمودن آنها را از روايتكنندگان آنها و اقرار مىكنم به جانشينان او از فرزندان او كه امامان و برهانهايند و راهنمايان و چراغهاى روشنند و نشانها[١] و علامتهايند و بزرگان و نيكوكارانند و اعتقاد دارم به پنهان ايشان و آشكار ايشان و ظاهر ايشان و مخفى ايشان و غائب ايشان و حاضر ايشان و زنده ايشان و مرده ايشان نيست شكى در اين و نه شبههاى و نه تغييرى از اين اعتقاد و نه برگشتى از آن خداوندا پس بخوان مرا روزى كه محشور شوم و روزى كه برانگيخته شوم از قبر به امامت ايشان و رها كن مرا به سبب ايشان اى خداوند من از گرمى آتش جهنم و اگر چه روزى نگردانى[٢] به من راحت بهشت را پس بدرستى كه تو اگر آزاد كنى مرا از آتش جهنم خواهم بودن از جمله رستگاران خداوندا و به تحقيق كه داخل در صباح شدم[٣] در روز خود اين روز در حالى كه نيست اعتمادى براى من و نه اميدى و نه پناهى و نه گريزگاهى و نه محلّ نجاتى سواى آن كسانى كه متوسّل شدهام من به ايشان بسوى تو نزديكى جستهام بسوى فرستاده تو يعنى حضرت محمّد كه رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او پس بعد از او پيشواى مؤمنان كه حضرت على است بر او باد درود و بعد از او حضرت فاطمه زهرا[٤] كه برگزيده همه زنان عالميان است و حضرت امام حسن و امام حسين و علىّ بن الحسين و امام محمد باقر و امام جعفر صادق و امام موسى و امام على رضا و امام محمّد تقى و امام علىّ نقى و امام حسن عسكرى و كسى كه بعد از ايشان به پاى دارنده است دين را تا به حجت و دليل روز قيامت كه [پنهان] از جمله اولاد پيغمبر است و اميد داشتهشده از براى امت است بعد از پيغمبر بر او و بر ايشان باد درود خداوندا پس بگردان ايشان را در اين روز و در پس اين روز حصار من كه نگاه دارند مرا از ناخوشيها و قلعه و پناه من كه محافظت نمايند مرا از آنچه مىترسم از آنها و رهائى ده مرا به سبب ايشان از هر دشمنى و از هر تجاوزكنندهاى و از هر فاسقى و ستمكارى و از شرّ آنچه مىشناسم آن را و نمىشناسم آن را[٥] و آنچه پوشيده است از من و آنچه مىبينم و از شرّ هر جانور حركتكنندهاى
[١] -اعلام جمع علم است و علم كوهى است كه به آن راهها را در بيابانها نشان كنند.
[٢] -يعنى و هر چند كه مستحق راحت بهشت نيستم پس مرا از آتش جهنم نجات ده. و اللَّه يعلم
[٣] -و اگر در شام خواند به جاى أصبحت أمسيت گويد يعنى داخل در شام شدم.
[٤] -حضرت فاطمه ٣ را زهرا گويند از جهت آنكه در وقت نماز نور ايشان به آسمانها مىافتاد و آنها را روشن مىگردانيد همچنان كه نور ستارگان زمين را روشن مىگرداند و روايتى ديگر وارد شده كه زهرا از جهت آن گويند كه خداى تعالى ايشان را از نور عظمت و از ساير صفات خود خلق نمودند. و اللَّه يعلم
[٥] -يا آنكه آن را انكار و ناخوش دارم چنان كه برخى اعراب شده.