ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥١٤ - ادعيه فرج و عافيت
[بيماران مسلمان را] و داخل و وارد گردان بر مردگان آنچه را كه روشن شود به آن چشمهاى ايشان و يارى كن ستم رسيدگان از دوستداران آل محمّد : را و خاموش كن آتش عداوت اهل خلاف را خداوندا و زياده گردان لعنت از جانب خود را و عذاب خود را و عقوبت خود را و عذاب خود را بر آن دو شخصى كه انكار نمودند حقّ نعمت ترا و خيانت كردند با رسول تو و تهمت زدند بر پيغمبر تو و مخالفت ورزيدند قول او را و گشودند[١] عقد بستهشده امامت را در وصىّ او و پس سر انداختند وصيّت او را در باره خليفه و جانشين او بعد از او و ادعا نمودند جاى او را و تغيير دادند حكمهاى او را و تبديل نمودند طريقه او را و تغيير دادند دين او را و كوچك نمودند مرتبه و منزلت حجّتها و امامان ترا و شروع كردند به ستم نمودن با ايشان و راه گرفتند راه حيله كردن با ايشان را و راه مخالفت نمودن از فرمان ايشان را و راه كشتن ايشان را و راه برانگيختن جنگها را بر ايشان و راه منع كردن خليفه ترا از محكم نمودن سوراخها و رخنههاى در دين و از راست كردن كجى و از درست نمودن اعوجاج و از جارى ساختن حكمها و از آشكار نمودن دين اسلام و از بپاى داشتن حدّها و احكام قرآن [خدايا] و لعن كن آن هر دو را و دو دختران هر دو را و هر كسى را كه ميل كرده باشد از حقّ مثل ميل كردن آنها و پيروى كرده باشد مانند پيروى آنها[٢] و رفته باشد به راهى كه رفتهاند آنها و اخذ كرده باشد بدعت آنها را لعنتى را كه نگذرد به خاطر كسى و پناه بجويند از آن اهل آتش خداوندا لعن كن كسى را كه اطاعت كرده باشد به گفتار ايشان و پيروى كرده باشد فرمان آنها را و خوانده باشد مردمان را بسوى دوستى آنها و شكّ داشته باشد در كفر آنها از جماعت پيشينيان و پسينيان.
پس طلب نما آنچه را كه خواهى.
١٥- و از جمله دعاها دعاى عهدنامه است مروى از ابو جعفر محمّد بن على بن رقّاق [دقّاق خ. ل.] قمى است كه گفت:
حديث نمود به ما ابو الحسن محمّد بن احمد بن على بن حسن بن شاذان قمى، از ابو جعفر محمّد بن علىّ بن بابويه قمى، از پدر خود، از عبد اللَّه بن جعفر، از عبّاس بن معروف، از عبد السلام بن سالم و او گفته كه خبر داد به ما محمّد بن سنان بن [عن خ. ل.] يونس بن ظبيان، از جابر بن يزيد جعفى، از حضرت ابو جعفر امام محمّد باقر ٧ كه فرمودند: هر كس اين دعا را در مدّت عمر خود يك بار بخواند، در پوستى نوشته مىشود و بالا برده مىشود در ديوان حضرت قائم ٧. پس هر گاه
[١] -يعنى انكار نمودند و خلافت آن حضرت را بر هم زدند.
[٢] -حذو در اصل به معنى برابرى كردن و موافقت نمودن در گفتار و رفتار است و آن پيروى كردن را لازم دارد چنانچه ترجمه شده. و اللَّه يعلم