ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٢٢ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
احسان ترا و خواستن سلامتى از جانب ترا پس طلب نمودن احسان تو و جارى ساختن تو آن را بر من بهترين احسانها و نعمتهاى توست نزد من خداوندا و تو داناترى به آنچه (در اراده تو) پيشى گرفته است براى من در سفر من اين سفر از آنچه دوست مىدارم من آن را و ناخوش دارم آن را پس هر آن وقت كه وارد سازى تو بر من قضاى خود را پس نيكوست در آن وقت بلاى تو گوارا و مرضىّ است در آن هنگام حكم تو و تو برطرف مىكنى آنچه را كه مىخواهى و ثابت مىگردانى آنچه را كه خواهى و نزد توست اصل كتاب[١] خداوندا پس برگردان از من در اين سفر اندازههاى هر بلائى را و حكم كردهشده هر سختى را[٢] و ببخشاى بر من محافظتى را كه سر زند از شفقت تو و مهربانى را كه ناشى شود از درگذشتن تو و كامل از نعمت خود را تا آنكه نگاه دارى مرا در اين سفر به نيكوترين آنچه نگاهداشتهاى تو به آن پنهانى را كه باشد از جمله مؤمنان و نائب گرديدهاى تو او را در پوشيدن هر قبيحى و در نگاهداشتن هر ضررى و در برگردانيدن هر چيزى كه ترسند از آن و ببخش براى من در اين سفر امنيّتى را و ايمانى را و سلامتى را و آسانى در كارها و صبر در بلاها را و شكرگزارى در نعمتها را و برگردان مرا در اين سفر صحيح[٣] بسوى سالمان اى رحمكنندهترين رحمكنندگان.
صفوان جمال گويد كه: چون صبح شد من شترى را به در خانه حضرت امام جعفر صادق ٧ بردم و آن حضرت بيرون آمد، سوار شدند و متوجّه سفر عراق گرديدند و من نيز در خدمت آن حضرت بودم تا آن كه به شهرى رسيدند كه منصور در آن شهر مىبود و به خانه منصور رفتند و اذن دخول طلبيده داخل خانه او شدند. پس بعد از آن بعضى از كسانى كه در آن مجلس حاضر بودند مرا خبر دادند به آن كه: چون ابو جعفر منصور آن حضرت را ديد، ايشان را به نزديك خود طلبيد و گفت آن عريضهاى را بياوريد كه آن مرد بنى مخزومى آورده بود. پس آن عريضه را آوردند و بدست آن حضرت دادند.
پس چون آن نوشته را خواندند، ديدند كه در آن نوشته بود كه معلّى بن خنيس آزاد كرده امام جعفر بن محمد اموال را از شيعيان در اطراف عالم جمع مىكند و به نزد آن حضرت مىآورد و آن حضرت آن اموال را جهت محمّد بن عبد الله مىفرستد.
پس چون آن حضرت از خواندن آن فارغ شدند، منصور روى به ايشان كرده، گفت: اى جعفر بن محمد اين چه اموال است كه معلّى بن خنيس آنها را جمع مىكند و به نزد تو مىفرستد. آن حضرت فرمودند كه معاذ اللَّه يا امير المؤمنين من از اين حكايت خبر ندارم. منصور گفت كه: قسم ياد مىكنى كه تو از اين مبرّائى؟! حضرت فرمودند كه: بلى بخدا قسم مىخورم كه از اين
[١] -يعنى لوح محفوظ.
[٢] -جوهرى گفته كه« لأواء» به معنى شدّت و سختى است.
[٣] -يعنى برگردان مرا به اهل و عيال و دوستانم در حالى كه من و ايشان همه به صحت و سلامت باشيم.